دکتر هلاکویی تأکید میکند هرگز نباید به کودک این پیام را داد که مسئولیتی دارد یا اگر کاری را انجام ندهد تقصیری متوجه اوست؛ به گفته او کودکان را در هیچ سنی نباید مسئول مواظبت از خواهر و برادرشان دانست — این وظیفه پدر و مادر است و نه باید بخواهیم و نه در عمل انجام دهیم.
دکتر هلاکویی میگوید اگر توان مالی دارید، وسایلی را که فرزند بزرگتر مال خودش میداند به نوزاد ندهید. اگر قرار است وسیلهای از او استفاده شود، پیشنهادش تغییر شکل یا رنگ آن با موافقت خود کودک است. به نظر او حفظ وسایل شخصی میتواند نگرانیِ «دیگری را جای من آوردهاند» را کمتر کند.
پیشنهاد مجموعهوسائل او را تا چند سالی جایی نگه دارید، تا بداند نه فقط خودش که متعلقاتش هم مال او ماندهاند.
او میان وسیلهای که کودک مالکیتش را به یاد دارد و وسیلهای که اصلاً نمیداند قبلاً مال او بوده فرق میگذارد؛ در حالت دوم، گفتن این سابقه را لازم نمیداند. توصیه خرید وسایل جدا نیز به امکان مالی خانواده مشروط است.
پس از تولد نوزاد، دکتر هلاکویی با جمله «تو بزرگتری» هنگامی مخالفت میکند که معنایش برای فرزند بزرگتر محروم شدن از پدر و مادر، قبول مسئولیت یا تحمل دردسر باشد. او میگوید کودکان، بهویژه در سه تا شش سالگی، میل به بزرگ شدن دارند و چنین تجربهای میتواند این میل را برایشان ناخوشایند کند.
دکتر هلاکویی توصیه میکند در رابطه خواهر و برادر، صرفِ بزرگتر یا کوچکتر بودن را دلیل حق داشتن، محروم شدن یا مجبور شدن به انجام کار قرار ندهید. منظور او مخالفت با سلسلهمراتب و امتیازدهی بر اساس ترتیب تولد است و میگوید ملاک، درست بودن رفتار با هر دو کودک باشد.
او در ادامه برآورد میکند که پذیرفتن تازهوارد، با رفتار مناسب والدین، معمولاً دو تا چهار ماه زمان میبرد؛ این زمانبندی پیشبینی قطعی برای هر کودک نیست.
دکتر هلاکویی میگوید اگر جایگاه دو فرزند را عوض کنید با دو کودک متفاوت روبهرو خواهید بود، و کار پدر و مادر جبران است: اگر میبینید بزرگتر کنترل و قدرت را در اختیار گرفته، یار فرزند کوچکتر باشید و توازن برقرار کنید — چون برخلاف تصور، آن که دست برتر را دارد نه تنها آسیب میزند که خودش هم آسیب میبیند.
دکتر هلاکویی میگوید توصیفهای بعدیِ ترتیب تولد عمدتاً با فاصله سنی دو تا چهار سال مطرحاند. هدف از یاری کوچکتر، متعادل کردن رابطه است؛ در توضیح او سلطهگری برای کودک مسلط هم زیان دارد.
دکتر هلاکویی میگوید تکفرزند ممکن است به توجه و حق انتخاب فراوان عادت کند، تا جایی که نظرش گاهی بر نظر والدین هم غلبه کند. او این موقعیت را با خانواده چندفرزندی مقایسه میکند که کودک در آن همه خواستههایش را به دست نمیآورد و باید با خواسته دیگران هم روبهرو شود.
این توصیف بخشی از نظر دکتر هلاکویی درباره ترتیب تولد است؛ او تأکید میکند این ویژگیها در همه تکفرزندان دیده نمیشود و درباره گرایشهای احتمالی حرف میزند. اعداد مثالِ برآورده شدن خواستهها در زیرنویس بدون واحد روشناند و اینجا به عنوان درصد دقیق گزارش نشدهاند.
دکتر هلاکویی احتمال میدهد تکفرزندی که عمدتاً با بزرگسالان رابطه داشته، تجربه کمتری از رابطه برابر پیدا کند و گاهی از اختلاف نظر والدین برای رسیدن به خواستهاش استفاده کند. این توصیف او از یک الگوی احتمالی است، نه نسبت دادن فریبکاری به هر تکفرزند.
پیشنهاد مجموعهدر مثال قبلی دکتر هلاکویی، پیش از بازی با همسال، با کودک تمرین کنید که توپ گاهی دست او و گاهی دست کودک دیگر باشد و دو طرف فرصت بازی داشته باشند.
این توصیف بخشی از نظر دکتر هلاکویی درباره ترتیب تولد است؛ او تأکید میکند این ویژگیها در همه تکفرزندان دیده نمیشود و درباره گرایشهای احتمالی حرف میزند.