در توضیح دکتر هلاکویی دربارهٔ کودک یک تا سهساله، بهدستآوردن کنترل بدن به معنی کنترل ذهن نیست. کودک ممکن است پس از جبران یک ناراحتی همچنان خاطرهٔ آن را نگه دارد و گریه کند: ابتدا یک بیسکویت میخواسته و حالا تمام ظرف را دارد، اما رنجشِ نخست هنوز در ذهنش مانده است. مثالِ یک ساعت گریه، توضیح دکتر هلاکویی برای ماندگاری فکر است.
دکتر هلاکویی از کودکی مثال میزند که هنگام ناراحتی سرش را به دیوار یا زمین میزند. او ادعا میکند این ضربهها در سنین پایین به مغز آسیب نمیزنند، حتی اگر شدید به نظر برسند؛ هجدهماهگی روشن است اما حدِ بالاترِ سن در زیرنویس مخدوش است. این ادعای پزشکیِ خودِ اوست و بهعنوان اطمینان از بیخطربودنِ ضربه بازگو نمیشود.
این بخش برای تعیینِ شدت یا بیخطربودنِ آسیبِ سرِ یک کودک کافی نیست. توصیهٔ مراجعه در سهسالگی در جملهٔ قبل، مربوط به خوردنِ موادِ غیرخوراکی است، نه کوبیدنِ سر.
دکتر هلاکویی میگوید در برابر کوبیدنِ سر، والد با مهربانی رفتار کند اما با تسلیمشدن به خواسته یا واکنشِ زیاد، خودِ رفتار را تقویت نکند. او بیاعتنایی به رفتار و نگفتنِ سخن دربارهٔ آن را پیشنهاد میکند و مدعی است معمولاً حدود دوسالگی پایان مییابد. این توصیه و بازه، دیدگاهِ او در منبع است.
بیاعتناییِ رفتاری در این روایت نباید به معنیِ نادیدهگرفتنِ آسیب، درد یا نیازِ کودک به رسیدگی خوانده شود؛ منبع معیارِ ایمنی یا ارزیابیِ آسیب ارائه نمیکند.
دکتر هلاکویی پیشنهاد میکند کودکِ در حالِ کوبیدنِ سر از دیوار یا محلِ خطرناک دور باشد، بهویژه وقتی با خواستهاش مخالفت شده است، یا والد مانعِ دسترسی به آن محل شود. سپس حتی دربارهٔ زخم و خونریزی نیز بیاعتنایی را برای تقویتنشدنِ رفتار پیشنهاد میکند. این بخشِ دوم، توصیهٔ آسیبزای ثبتشده در منبع است و برای اجرای والد بازنویسی نمیشود.
پیشگیری از برخورد با محلِ خطرناک و بیاعتنایی به جراحت دو موضوعِ متفاوتاند. این کارت توصیهٔ نادیدهگرفتنِ زخم یا خونریزی نیست.
دکتر هلاکویی پس از بحثِ گازگرفتنِ دیگران، جداگانه از کودکانی میگوید که خودشان را گاز میگیرند. او بیاعتناییِ کامل به این رفتار را راهِ پایانیافتنِ آن معرفی میکند. این توصیهٔ اوست و در این چند جمله شرط یا معیاری برای تشخیصِ بیخطربودنِ رفتار ارائه نمیشود.
این توصیف، توصیهٔ نادیدهگرفتنِ آسیب یا دردِ کودک نیست؛ منبع در این بخش دربارهٔ ارزیابیِ آسیب توضیحی نمیدهد.