دکتر هلاکویی از کودکی مثال میزند که هنگام خواب آب میخواهد: شاید تشنه است و شاید میخواهد بیدار بماند. به نظر او، پاسخِ «تشنه نیستی، آب نمیدهم، خودت را خیس میکنی» احساس بدنی کودک را بیاعتبار میکند و ممکن است او را به این برداشت برساند که حتی وقتی تشنگی حس میکند، حسش اشتباه است.
وقتی والد وقت خواب را رسیده میداند اما کودک خوابآلود نیست، دکتر هلاکویی میان فراهمکردنِ شرایط خواب و خواباندن با فرمان، تنبیه یا تحقیر فرق میگذارد. به برداشت او، فشارِ والد میتواند کودک را نسبت به حسِ بدنش مردد کند. او دربارهٔ کودکی که از دو یا دوونیمسالگی میتواند اختلافِ شب قبل را به یاد بیاورد، میگوید بیدارشدنِ صبح ممکن است برایش تأییدِ این تصور باشد که والد درست میگفت و خودش اشتباه میکرد.
پیشنهاد مجموعهشرایطی فراهم کنید که خودش به خواب برود، نه اینکه به خواب رفتن را به او دستور بدهید.
در ادامه بحث کنار گذاشتن مکیدن، دکتر هلاکویی برای کودکی که برای آرام گرفتن و شروع خواب به پستانک نیاز دارد استثنا قائل میشود. او بیرون آوردن پستانک در میانه شب را مطرح میکند، اما میگوید باید خواب کودک عمیق شده باشد تا این کار او را بیدار نکند؛ گاهی هم کودک خودش پستانک را پس میزند. این توضیح، ادامه نظر او درباره شیر و مکیدن است.
دکتر هلاکویی میگوید حتی کودکی که پیشتر آرام میخوابیده، حدود نه تا دوازده ماهگی ممکن است دشواری تازهای در خواب پیدا کند. او این تغییر را به دگرگونی روانی، مطرح شدن غریبهها و شناخت بیشتر محیط نسبت میدهد. در این توضیح، بدتر شدن خواب لزوماً به معنای آن نیست که کودک همیشه همین الگو را داشته است.
دکتر هلاکویی برای بیدار شدنهای دوباره در حدود هشت یا نه ماهگی، رفتن یکی از والدین به اتاق کودک را پیشنهاد میکند، اما میگوید در تخت او نخوابند و دست، مو یا گوش خود را به وسیله لازم برای خواب او تبدیل نکنند. او نوازش کوتاه و کم کردن تدریجی صدا را مثال میزند. نگرانیای که بیان میکند، شکل گرفتن عادتی است که ممکن است سالها ادامه یابد.
متن میگوید ارتباطی که اینگونه ساخته شود میتواند سالها ادامه پیدا کند و خود خواب کودک را هم دچار اشکال کند.
در بحث خواب از حدود هشت یا نه ماهگی، دکتر هلاکویی پس از پیشنهاد رفتن والد به اتاق کودک میگوید هنگام بیداری دوباره، چراغ، گفتوگو و صدا را زیاد نکنند و او را به اتاق والدین نبرند. هدف بیانشده، نگه داشتن فضای شب بهعنوان زمان خواب است. این توصیه در ادامه حضور و آرام کردن کودک آمده است، نه توضیحی برای تشخیص علت هر بیداری.
دکتر هلاکویی میگوید از دوازده یا چهارده ماهگی کودک میتواند از تخت پایین بیاید و خودش را به اتاق شما برساند؛ با وجود همه خستگی و همه خواستههای او، توصیه بهتر این است که او را به اتاقش برگردانید و اگر لازم بود کنارش بمانید.
پیشنهاد مجموعهمهربان باشید و در عین حال محکم بر تصمیمتان بایستید: پیام این است که وقت خواب است، نه وقت بازی.
دکتر هلاکویی توصیف میکند که بعضی کودکان سهساله پس از بیدار شدن، به جای اتاق والدین به مبل یا جای دیگری در خانه میروند و دوباره میخوابند، در حالی که برخی دیگر سراغ پدر و مادر میآیند. این بند مثالهایی از تفاوت رفتار شبانه است؛ وجود یا محل یک کودک را صرفاً از این توصیف نمیتوان نتیجه گرفت.
برای کودکی که پس از یکسالگی هنوز مشکل خواب دارد، دکتر هلاکویی از ماندن موقت والد کنار تخت او در بستری جدا و از آرام گرفتن با عروسک یا حیوان پارچهای حرف میزند. اگر کودک به شیء مشخصی علاقه پیدا کرد، پیشنهاد او داشتن چند نمونه همان عروسک است تا گم یا پاره شدن آن خواب کودک را به هم نزند. این پیشنهاد در متن برای ادامه مشکل خواب پس از یکسالگی آمده است.
دکتر هلاکویی برای کودکی که با وجود تنظیم شرایط باز هم نمیخوابد، گرسنگی، تشنگیِ پس از حدود چهارماهگی، خستگی، بیحوصلگی و میل به ارتباط را احتمالهای مختلف میداند. او میگوید بعضی کودکان خسته برای آرام شدن به کمک حرکتی نیاز دارند و نبود مادر یا فرد آشنا نیز میتواند مؤثر باشد: تشخیص افراد را از حدود ششماهگی و رابطه عمیقتر را پس از هشتماهگی توصیف میکند.
دکتر هلاکویی علتهای بیرونی را میشمارد: سزارین یا ماندن در بیمارستان — که چراغهایش بیستوچهار ساعته روشن است و صدا دارد — میتواند خواب کودک را برهم بزند؛ واکنش و درد پس از واکسن هم چنین است؛ و سفر یا رفتن مسافری عزیز که با کودک ارتباط گرفته، بهویژه پس از هشتنُه ماهگی.