مرور همین موضوع بر اساس سن مرحلههای سنی و مطالب مشترک با موضوعهای دیگر
۶۵ مطلب، هر کدام یکبار — جای سنی که از آن شروع میشود. زیر هر سن، چند مورد اول؛ بقیه یک تپ دورتر.
در همه این سالها
اینها به یک سن گره نخوردهاند. اگر داخل خط زمانی میآمدند، زیر هر سن تکرار میشدند.
نکتهٔ اصلی در مجموعه
خواب منظم، نتیجه نظمِ بقیه روز است
برای عادت کردن کودک به زمانی معین برای خواب، سخنران میگوید دیگر کارهای روز هم باید از نظمی برخوردار باشند: غذا خوردن، بازی، نظافت و فعالیتهای دیگر. در این توضیح، برنامه خواب جدا از بقیه روز ساخته نمیشود؛ نظم تدریجیِ این کارها قرار است به آسانتر و بهموقع خوابیدن کمک کند.
چهارمین مؤلفهٔ خلقوخو در توضیحِ سخنران، نظمِ درونیِ خواب، بیداری، گرسنگی و دفع است. بعضی کودکان زمانهای نسبتاً قابلپیشبینی دارند و والد آسانتر برای نیازشان آماده میشود؛ زمانِ همین نیازها در بعضی دیگر بسیار متغیر است. موضوع، تفاوتِ ریتمِ کودک است، نه الزامِ همهٔ کودکان به یک جدولِ ثابت.
پنجمین مؤلفه در بیانِ سخنران، حساسیت به محیطِ فیزیکی و میزانِ محرکی است که واکنش ایجاد میکند. بعضی کودکان تغییرِ جزئیِ بوی غذا، دمای غذا یا اتاق و ویژگیِ لباس را زود متوجه میشوند و واکنش نشان میدهند؛ بعضی دیگر به همین تغییرها توجهِ کمتری دارند. این تفاوت توضیح میدهد چرا یک تغییرِ کوچک برای دو کودک اثرِ یکسانی ندارد.
سخنران سطحِ فعالیت را نخستینِ نه مؤلفهٔ خلقوخو معرفی میکند: بعضی کودکان پس از خوابِ کوتاه پرجنبوجوشاند و بعضی آرامتر و کمتقاضاتر. او برای تفاوتِ فردی، از بیست ساعت خوابِ بعضی نوزادان در برابر پانزده یا شانزده ساعتِ بعضی دیگر مثال میزند. این عددها مثالهای خودِ او در بحثِ خلقوخو هستند، نه برنامهٔ خوابِ پیشنهادی برای هر نوزاد.
سخنران آرام گرفتن عضلات بزرگسالان هنگام رویا را با ادامه حرکت در خواب کودکان مقایسه میکند. او میگوید کودک ممکن است در خواب گریه کند، مک بزند، بخندد، صدا درآورد یا بدنش را تکان دهد. در گفتار، این رفتارها بهطور احتمالی به ابراز رویا یا همزمانی فعالیت ذهن و بدن نسبت داده میشوند؛ متن برای تشخیص علت هر حرکت یا صدا معیار قطعی نمیدهد.
پیشنهاد مجموعهدر خواندن این بخش، توضیح احتمالی سخنران درباره حرکت در خواب را با تشخیص قطعیِ خواب بودن یا نبودن ناراحتی کودک یکی نگیرید.
سخنران سه دسته میشمارد: کسانی که مشکل خواب ندارند و با کمی کوشش پدر و مادر هر آدابی را میپذیرند؛ کسانی که آمادهاند به هر دو طرف بغلطند — با رعایت اصول آرام میشوند و بیآن گرفتار؛ و بین ده تا بیست درصد که بدخوابند و پدر و مادر را کاملاً در گرفتاری میگذارند، تا آنجا که بسیاری از کوششهای ما بینتیجه است.
عدد گروه سوم به شکل «بین ۱۰ تا ۲۰ بچهها» آمده و واژه درصد در زیرنویس نیست؛ برای نسبت دقیق باید صوت بررسی شود.
سخنران علتهای بیرونی را میشمارد: سزارین یا ماندن در بیمارستان — که چراغهایش بیستوچهار ساعته روشن است و صدا دارد — میتواند خواب کودک را برهم بزند؛ واکنش و درد پس از واکسن هم چنین است؛ و سفر یا رفتن مسافری عزیز که با کودک ارتباط گرفته، بهویژه پس از هشتنُه ماهگی.
سخنران در این بخش میگوید کودک تا دوسالگی به بالش نیاز ندارد و بهویژه در یکسالونیم نخست نباید روی شکم خوابانده شود. او برای نکته دوم از خطر خفگی سخن میگوید. این بند نقل دیدگاه سخنران درباره وضعیت خواب است.
سخنران خطر خواباندن کودک روی شکم را به نرسیدن اکسیژن و خفگی نسبت میدهد و در این گفتار خواب به پهلو را پیشنهاد میکند. او این موضوع را از روی شکم بودن در بیداری جدا میداند و درباره بیداری از سه یا چهارماهگی، توان حرکت سر و لزوم توجه به کودک حرف میزند. اینها نقل گفتههای مجموعهاند.
پیشنهاد مجموعهدر این راهنما، توضیح فیزیولوژیک و پیشنهاد وضعیت خوابِ این گفتار بهعنوان نظر سخنران خوانده میشود.
سخنران آمار روزانه ده تا پانزده کودک در آمریکا را بیان میکند و سپس عدد «۴۰۰» بدون دوره زمانی روشن آمده است. منبع آماری یا توضیح این عدد در متن نیست؛ آمار نیازمند تطبیق با صوت است.
سخنران چهار حوزه را نام میبرد: تغذیه، خواب، نظافت و بازی. شیر دادن همیشه یکگونه؛ خواباندن همیشه با همان آداب و در همان شرایط؛ نظافت با آبی که حتی درجه حرارتش ثابت است؛ و بازی به همان شکلی که آموخته.
سخنران هشدار میدهد رفتن به مهمانی، آمدن مهمان بسیار و سفر غالباً این نظم را برهم میزند: پدر و مادری که آدابی ساختهاند که به خاطرش کودک راحت غذا میخورد یا میخوابد، با یک سفر همه را برهم میریزند — و ای بسا ماهها یا حتی هرگز نتوانند او را به آن حالت برگردانند.
ناتوانی همیشگی در بازگرداندن نظم، تعبیر شدید سخنران است و در این قسمت شاهدی برای آن ارائه نمیشود؛ ادعای او درباره خطر تغییر در چهارده ماه اول است.
سخنران توضیح میدهد که بحث خواب تنها به کودک مربوط نیست: پدر، مادر و دیگر مراقبان نیز به خواب کافی و عمیق نیاز دارند. او کمخوابی را با کم شدن صبر و حوصله و دشواری ارتباط با کودک مرتبط میداند و درباره مادرِ شیرده، تغییر مقدار و محتوای شیر را نیز ادعا میکند. این بخش دو مسیر جدا، یعنی حال مراقب و ادعای مربوط به شیر مادر، را مطرح میکند.
پیوندی که سخنران میان نظم کودکی و خواب بزرگسالی میگذارد
سخنران در بحث هماهنگی ساعت خواب با شبانهروز، خواب منظم، محیط مناسب و تغذیهای را که خواب را برهم نزند دو راه کمک به کودک میداند. او مشکلات خواب بزرگسالی را به حل نشدن این هماهنگی توسط والدین در آغاز زندگی یا بعداً توسط خود فرد نسبت میدهد. این نسبت دادن، تبیین خودِ سخنران است.
سخنران در برابر جدال بر سر اینکه چه کسی بیدار شود، پیشنهاد میکند یکی یکشبدرمیان از کودک مراقبت کند و دیگری استراحت کند تا هر دو و کل خانواده استراحت لازم را داشته باشند.
سخنران میگوید در ماه اول کودک خواب و بیداری مشخصی ندارد و هر دو سه ساعت یک بار میخوابد، اما پدر و مادر میتوانند کمک کنند: شب صدایی نباشد، با نور بسیار کم کارها را انجام دهند، کمتر حرف بزنند و او را برنینگیزند — تا آهستهآهسته آماده شود شب بخوابد.
سخنران مثالهای مشخصی میآورد: کنار پنجرهای که صدای بوق اتومبیل میآید، خانهای که ساعت دیواری هر ساعت صدا میکند، یا محلی که رفتوآمد و صدای سرفه هست — باید مواظب بود. او میگوید محیط خواب کودک باید بسیار آرام باشد و در مناطق پرصدا حتی شیشه دو لایه پیشنهاد میشود.
سخنران میگوید نوزاد در ماه نخست هنوز میان شب و روز تفاوتی نمیگذارد و مجموع خواب او در این دو بخش تقریباً برابر است. در توصیف او، خواب روزانه بهتدریج کمتر میشود؛ حدود دوسالگی بیشتر به یک خواب عصرگاهی میرسد و حدود چهارسالگی آن خواب نیز معمولاً کنار میرود. این سنها توصیف کلی او از روند خواباند، نه زمانبندی یکسان برای همه کودکان.
سخنران میگوید کودکانی به دلیل خستگی زیاد یا رعایت نکردن اصولی — مثل بسیار سیر بودن یا گرسنه بودن در وقت خواب — دچار اشکال میشوند. راهحل او این است که از حدود سهماهگی همه فعالیتهای کودک سر ساعت معینی انجام شود: حمام تقریباً در یک وقت، تغذیه در یک زمان، و در وقت خواب همه چراغها خاموش و رادیو و تلویزیون بیصدا.
سخنران در کنار تأکید بر یکنواختیِ خواباندن، پیشنهاد میکند محل و شیوه خواب روز با شب متفاوت باشد. خاموش کردن چراغ، خواندن برای کودک و در آغوش گرفتن را نمونههایی از مراسم خواب میداند که میتوانند این تفاوت را مشخص کنند.
پیشنهاد مجموعهسخنران انتظار دارد این تفاوتهای تکرارشونده به بیشتر شدن خواب شب و کاهش تدریجی خواب روز کمک کند.
سخنران میگوید کودک در ماه اول بهتدریج برای پذیرفتن نظم آماده میشود و والدین از یکماهگی میتوانند به او کمک کنند. در توصیف او، ادامه این کمک تا سهماهگی ممکن است حدود چهارماهگی به توان بیشتر کودک در خوابیدن یا بیدار ماندن برسد؛ متن این روند را بهصورت توضیح کلی مطرح میکند.
سخنران محیط آرام را برای خواب کودک مهم میداند، اما تفاوت کودکان را هم توضیح میدهد: برخی با صدای کم یا یکنواختی مانند سشوار و جاروبرقی هماهنگ میشوند، برخی با کمترین صدا بیدار میشوند و برخی در محیط پرصدا هم عمیق میخوابند. او برای بیشتر کودکان کاهش صدای اضافی را پیشنهاد میکند.
متن در اینجا تفاوت میان کودکان را بیان میکند؛ دو حالت متفاوت به خودی خود تناقض نیستند.
سخنران حدود چهارماهگی را، بهویژه وقتی وزن کودک به حدود شانزده پوند یا هفت تا هشت کیلو رسیده، زمانی برای حذف یک وعده غذای شبانه توصیف میکند. او خواب پنجساعته پس از حذف یک وعده و شش تا هفت ساعت پس از حذف وعده دیگر را مطرح میکند. این شرایط و مدتها نقل نظر او درباره خواب و تغذیهاند.
پیشنهاد مجموعهدر همین گفتار، سخنران از تحمل گریه درخواست غذا یا حضور والدین تا سه شب و حدود پانزده دقیقه، و جایگزینی کمی آب از حدود سهماهگی حرف میزند؛ این بخش نیز نقل گفته اوست، نه دستور اجرای برنامه تغذیه.
زیرنویس در این دو بازه فقط یک بیانِ «تا ۳ شب به میزان ۱۵ دقیقه» دارد؛ ادعای قبلیِ دو عدد متفاوت از این ارجاعها پشتیبانی نمیشد.
نظر سخنران درباره جدا کردن اتاق خواب در چهار تا پنجماهگی
با فرض اینکه خانواده رختخواب و اتاق جدا در اختیار دارد، سخنران پیشنهاد میکند کودک حدود چهارماهگی و حداکثر پنجماهگی از اتاق والدین منتقل شود. او این جابهجایی را یک تا دو هفته پس از تغییری قبلی در خواب یا تغذیه مطرح میکند، اما واژه آن تغییر در زیرنویس روشن نیست. این زمانبندی نظر خودِ سخنران است.
سطر ۷۳۸ میگوید «بعد از اینکه یکی از خوابهای او رو گرفتید»؛ با توجه به بحث قبلی نمیتوان بدون شنیدن صوت آن را خودکار به «وعده شیر» اصلاح کرد.
آغوش تا خواب رفتن و انتقال به جای خواب، در نظر سخنران
سخنران میگوید در نظر او کودک میتواند در آغوش والدین خوابش ببرد، اما بهتر است وارد تخت والدین نشود. برای انتقال از آغوش به جای خواب خودِ کودک، حدود ده دقیقه پس از خواب رفتن را مطرح میکند تا به تعبیر او خواب عمیقتر شده باشد. این زمان و روش، پیشنهاد همان گفتار است.
سخنران میگوید اگر بدخوابی واقعاً آسایش دیگران را برهم بزند یا موجب اختلاف و بیماری شود، برخی پزشکان برای مدتی نوعی آرامبخش میدهند تا کودک این دوره بحرانی را پشت سر بگذارد. او میافزاید این کودکان میتوانند در نوجوانی هم مشکل خواب داشته باشند.
این یک تصمیم پزشکی است که سخنران آن را به پزشک معالج واگذار میکند، نه توصیهای عمومی.
سخنران برای کودکی که با وجود تنظیم شرایط باز هم نمیخوابد، گرسنگی، تشنگیِ پس از حدود چهارماهگی، خستگی، بیحوصلگی و میل به ارتباط را احتمالهای مختلف میداند. او میگوید بعضی کودکان خسته برای آرام شدن به کمک حرکتی نیاز دارند و نبود مادر یا فرد آشنا نیز میتواند مؤثر باشد: تشخیص افراد را از حدود ششماهگی و رابطه عمیقتر را پس از هشتماهگی توصیف میکند.
در بحث خواب از حدود هشت یا نه ماهگی، سخنران پس از پیشنهاد رفتن والد به اتاق کودک میگوید هنگام بیداری دوباره، چراغ، گفتوگو و صدا را زیاد نکنند و او را به اتاق والدین نبرند. هدف بیانشده، نگه داشتن فضای شب بهعنوان زمان خواب است. این توصیه در ادامه حضور و آرام کردن کودک آمده است، نه توضیحی برای تشخیص علت هر بیداری.
در رسیدگی به بیداری شبانه کودک و رفتوآمد میان اتاقها، سخنران یادآور میشود که خواب بقیه اعضای خانه، بهویژه فرزندان دیگر، نیز باید حفظ شود. او آرامش والدین و امکان رسیدگی به دیگر کودکان را بخشی از مسئله خواب خانواده میداند.
هشدار سخنران درباره عادت به تخت والدین پس از ششماهگی
سخنران هشدار میدهد اگر کودک بعد از ششماهگی در تختخواب پدر و مادر باشد، تقریباً بیرون کردن او ممکن نخواهد بود — چون هیچ جای دنیا به خوبی آغوش پدر و مادر نیست. به گفته او اگر این کار پیش از پنجماهگی صورت نگیرد، گرفتاریهای خودش را خواهد داشت.
سخنران میگوید کودک در حدود ششماهگی خواب خود را بیشتر در اختیار میگیرد و بعضی دشواریهای خواب را با «بازی» یا «لجبازی» توضیح میدهد. این تعبیرِ سخنران از رفتار کودک است؛ در این چند سطر معیار مستقلی برای تشخیص علت بیدار ماندن ارائه نمیشود.
در ادامه بحث کنار گذاشتن مکیدن، سخنران برای کودکی که برای آرام گرفتن و شروع خواب به پستانک نیاز دارد استثنا قائل میشود. او بیرون آوردن پستانک در میانه شب را مطرح میکند، اما میگوید باید خواب کودک عمیق شده باشد تا این کار او را بیدار نکند؛ گاهی هم کودک خودش پستانک را پس میزند. این توضیح، ادامه نظر او درباره شیر و مکیدن است.
سخنران برای بیدار شدنهای دوباره در حدود هشت یا نه ماهگی، رفتن یکی از والدین به اتاق کودک را پیشنهاد میکند، اما میگوید در تخت او نخوابند و دست، مو یا گوش خود را به وسیله لازم برای خواب او تبدیل نکنند. او نوازش کوتاه و کم کردن تدریجی صدا را مثال میزند. نگرانیای که بیان میکند، شکل گرفتن عادتی است که ممکن است سالها ادامه یابد.
متن میگوید ارتباطی که اینگونه ساخته شود میتواند سالها ادامه پیدا کند و خود خواب کودک را هم دچار اشکال کند.
سخنران میگوید حتی کودکی که پیشتر آرام میخوابیده، حدود نه تا دوازده ماهگی ممکن است دشواری تازهای در خواب پیدا کند. او این تغییر را به دگرگونی روانی، مطرح شدن غریبهها و شناخت بیشتر محیط نسبت میدهد. در این توضیح، بدتر شدن خواب لزوماً به معنای آن نیست که کودک همیشه همین الگو را داشته است.
سخنران میگوید جدایی کودک را به خشم و حال بدی میرساند و برخی کودکان برای حل آن شما را با شیئی جانشین میکنند — عکس شما، یا پتویی که به خاطر نرمی و بوی شما و بوی خودش آن را همهجا با خودش میکشد. به گفته او باید کمکشان کرد و هیچوقت با این اشیاء مسئلهای نداشت.
پیشنهاد مجموعهسخنران حتی دربارهٔ کودک ده یا دوازدهساله میگوید اگر میخواهد عروسک یا شیء آرامشبخشش را همراه ببرد، صرفِ این علاقه را با مخالفت پاسخ ندهید.
سخنران دربارهٔ عروسک، اسباببازی یا پتویی که کودک برای آرام شدن به آن دلبسته است میگوید اگر احتمال پارگی، شکستن یا فرسودگی دارد، دو یا سه نمونه تهیه کنید تا در صورت نیاز جایگزینی در دسترس باشد. دلیل این پیشنهاد، حفظ آرامش کودک هنگام از دست رفتنِ آن شیء محبوب است.
سخنران میگوید از دوازده یا چهارده ماهگی کودک میتواند از تخت پایین بیاید و خودش را به اتاق شما برساند؛ با وجود همه خستگی و همه خواستههای او، توصیه بهتر این است که او را به اتاقش برگردانید و اگر لازم بود کنارش بمانید.
پیشنهاد مجموعهمهربان باشید و در عین حال محکم بر تصمیمتان بایستید: پیام این است که وقت خواب است، نه وقت بازی.
سخنران برای کودک یک تا سه ساله لباس نسبتاً گشاد و نازک و تنظیم دمای اتاق را مطرح میکند. او در مقابل، برای نوزاد و شیرخوار لباس کمی محدودکننده را با هدف کاهش پریدن بدن مفید میخواند. این دو پیشنهاد مربوط به سنهای متفاوت و نظر خود او هستند. در پایان نیز میگوید مشکلات خواب پس از چهارسالگی احتمالاً کمتر میشوند، نه اینکه برای همه قطعاً برطرف خواهند شد.
سخنران در یک بخش میگوید گاهی میتوان شیشه شبانه را تا هجدهماهگی ادامه داد و پس از آن به دلیل نگرانیِ او از «تثبیت دهانی» کنار گذاشت. او در همین بحث بر آرامش و میل کودک در کنار گذاشتن شیشه تأکید دارد. با این حال چند سطر بعد پایان چهاردهماهگی را برای تمام کردن مکیدن مطرح میکند.
متنها کاملاً همسو نیستنددو سن چهارده و هجده ماه در همین گفتار آمدهاند و از متن نمیتوان یک زمانبندی یکنواخت استخراج کرد.
برای کودکی که پس از یکسالگی هنوز مشکل خواب دارد، سخنران از ماندن موقت والد کنار تخت او در بستری جدا و از آرام گرفتن با عروسک یا حیوان پارچهای حرف میزند. اگر کودک به شیء مشخصی علاقه پیدا کرد، پیشنهاد او داشتن چند نمونه همان عروسک است تا گم یا پاره شدن آن خواب کودک را به هم نزند. این پیشنهاد در متن برای ادامه مشکل خواب پس از یکسالگی آمده است.
سخنران از کودکی مثال میزند که هنگام خواب آب میخواهد: شاید تشنه است و شاید میخواهد بیدار بماند. به نظر او، پاسخِ «تشنه نیستی، آب نمیدهم، خودت را خیس میکنی» احساس بدنی کودک را بیاعتبار میکند و ممکن است او را به این برداشت برساند که حتی وقتی تشنگی حس میکند، حسش اشتباه است.
وقتی والد وقت خواب را رسیده میداند اما کودک خوابآلود نیست، سخنران میان فراهمکردنِ شرایط خواب و خواباندن با فرمان، تنبیه یا تحقیر فرق میگذارد. به برداشت او، فشارِ والد میتواند کودک را نسبت به حسِ بدنش مردد کند. او دربارهٔ کودکی که از دو یا دوونیمسالگی میتواند اختلافِ شب قبل را به یاد بیاورد، میگوید بیدارشدنِ صبح ممکن است برایش تأییدِ این تصور باشد که والد درست میگفت و خودش اشتباه میکرد.
پیشنهاد مجموعهشرایطی فراهم کنید که خودش به خواب برود، نه اینکه به خواب رفتن را به او دستور بدهید.
سخنران برای تفاوتِ سطحِ انرژی، از خوابِ دوازده تا چهاردهساعتهٔ بعضی سهسالهها و حدود ده ساعتِ بعضی دیگر مثال میزند. او میگوید انرژیِ زیاد میتواند در مسیرِ سازنده یا مخرب به کار بیفتد و کودکانِ آرامتر نیز الگوی متفاوتی دارند. پیشبینیِ او دربارهٔ موفقیت یا دردسر، توصیفِ کلیِ خودش است؛ نکتهٔ تربیتیِ این بخش، برخوردِ متناسب با میزان فعالیتِ همین کودک است.
سخنران میگوید پس از تولد خواهر یا برادر، کودک بزرگتر ممکن است دوباره شیشه شیر یا پوشک بخواهد یا پس از مدتی خشکی، شبادراری پیدا کند. او این بازگشت به رفتارهای نوزادی را در این موقعیت به میل کودک برای کوچک بودن و دریافت توجهی شبیه نوزاد تعبیر میکند.
این بخش برداشت سخنران از واکنش کودک به تولد نوزاد است؛ علت ادرار یا مدفوع و تغییرات جسمیِ یک کودک مشخص را بررسی نمیکند.
سخنران میگوید کودک دوساله حدود سیزده ساعت میخوابد که چهار تا پنج ساعتش در مرحله حرکت سریع چشم — نشانه فعالیت ذهن — است، و در سه سالگی خواب به حدود دوازده ساعت و این مرحله به حدود سه ساعت میرسد؛ معنایش این است که کودک آهستهآهسته از درون آرام میگیرد.
به گفته سخنران کودک دوساله صبح و بعد از ظهر میخوابد، در سه سالگی فقط خواب بعد از ظهر را دارد و شاید پس از سه سال و نیم آن را هم کنار بگذارد. کودکان دوسالونیمه برای خوابیدن تشریفات و آداب ویژهای لازم دارند و اگر فرد مورد علاقهشان کنارشان نباشد نمیخوابند.
متنها کاملاً همسو نیستنددر قسمت دوم، حدود دوسالگی معمولاً فقط خواب عصر ذکر شده بود؛ این دو توصیف سنی کاملاً یکسان نیستند.
سخنران توصیف میکند که بعضی کودکان سهساله پس از بیدار شدن، به جای اتاق والدین به مبل یا جای دیگری در خانه میروند و دوباره میخوابند، در حالی که برخی دیگر سراغ پدر و مادر میآیند. این بند مثالهایی از تفاوت رفتار شبانه است؛ وجود یا محل یک کودک را صرفاً از این توصیف نمیتوان نتیجه گرفت.
سخنران میگوید در پایان هر دوره نود دقیقهای رویا اتفاق میافتد، پس کسی که هفتساعتونیم میخوابد پنج دوره خواب دیدن دارد که از پنجشش دقیقه آغاز میشود و تا بیستوپنج دقیقه میرسد. به گفته او سه شبانهروز نخوابیدن افسردگی میآورد — و اگر کسی بخوابد ولی اجازه خواب دیدن نداشته باشد، نتیجه تقریباً همان است.
متن با تأکید میگوید خواب کودک اهمیت ویژه دارد و خواب پدر و مادر هم بسیار مهم است؛ و اگر تدابیر لازم به نتیجه مطلوب نرسید، حتماً باید از دیگران کمک گرفت.
توصیه سخنران این است که آدم بخوابد و وقتی لازم شد خودش بیدار شود — هیچکس قرار نیست با ساعت از خواب بیدار شود، چون کمیت خواب ایجاب میکند یکسره بخوابیم. او میافزاید بهتر است همیشه در یک ساعت بخوابیم و در یک ساعت بیدار شویم، و مطالعات نشان میدهد کسانی که ساعت خوابشان بههم میریزد از نظر بیماری و طول عمر مشکل دارند.
سخنران میگوید خواب جزء اصلی زندگی است و هر کسی که خواب خوبی ندارد روز خوبی ندارد؛ به هیچ وجه نباید خواب را تنبلی یا تضییع وقت دید. او میگوید متأسفانه در برخی فرهنگها خواب از آنِ افراد بیکار دانسته میشود و کوشش بر این است که کمتر بخوابیم و با خوابیدن خود و دیگران مبارزه کنیم.
سخنران رعایت مقدار و کیفیت خواب مورد نیاز هر فرد را مهم میداند و ادعا میکند کمبود آن میتواند عمر را پنج تا ده سال کوتاه کند و بیماری را افزایش دهد. او اختلال حافظه، اضطراب، نگرانی و کاهش توجه و تمرکز لازم برای یادگیری را نیز در همین فهرست میآورد. این اعداد و رابطههای علّی، ادعاهای بیانشده در مجموعهاند.
سخنران برای توضیح رابطه خواب و نگرانی، ساعات خواب چند جانور را مثال میزند: برای ببر و پلنگ چهارده تا شانزده ساعت، شیر دوازده تا سیزده و برای بره، اسب و زرافه مدتهای کوتاهتر ذکر میکند. او این تفاوت را به خطر خوراک جانور دیگر شدن نسبت میدهد و پیش از آن، حفظ انرژی و کمبود غذا را نیز توضیح احتمالیِ پیدایش خواب مینامد. این مثالها و اعداد از سخنراناند.
برای نشان دادن تفاوت نیاز افراد به خواب، سخنران از انیشتین با دوازده ساعت و ادیسون با سه ساعت خواب مثال میزند. نتیجهای که خودش میگیرد این است که افراد مختلف مدت خواب متفاوتی دارند؛ این ارقام بهعنوان مثالهای نقلشده در گفتار آمدهاند.