دکتر هلاکویی میگوید در ماه اول کودک خواب و بیداری مشخصی ندارد و هر دو سه ساعت یک بار میخوابد، اما پدر و مادر میتوانند کمک کنند: شب صدایی نباشد، با نور بسیار کم کارها را انجام دهند، کمتر حرف بزنند و او را برنینگیزند — تا آهستهآهسته آماده شود شب بخوابد.
در رسیدگی به بیداری شبانه کودک و رفتوآمد میان اتاقها، دکتر هلاکویی یادآور میشود که خواب بقیه اعضای خانه، بهویژه فرزندان دیگر، نیز باید حفظ شود. او آرامش والدین و امکان رسیدگی به دیگر کودکان را بخشی از مسئله خواب خانواده میداند.
دکتر هلاکویی میگوید نوزاد در ماه نخست هنوز میان شب و روز تفاوتی نمیگذارد و مجموع خواب او در این دو بخش تقریباً برابر است. در توصیف او، خواب روزانه بهتدریج کمتر میشود؛ حدود دوسالگی بیشتر به یک خواب عصرگاهی میرسد و حدود چهارسالگی آن خواب نیز معمولاً کنار میرود. این سنها توصیف کلی او از روند خواباند، نه زمانبندی یکسان برای همه کودکان.
دکتر هلاکویی این روند را توصیف میکند: کودک انسانی با شانزده تا هجده ساعت خواب شروع میکند و مدت خوابش آهستهآهسته کم میشود تا حدود هجدهسالگی به هشت یا هشتونیم ساعت برسد. پس از آن حدود یک ساعت کاهش پیدا میکند و از شصتوپنجسالگی به بعد کمتر میشود.
دکتر هلاکویی توضیح میدهد که خواب چهار مرحله دارد و ما از مرحلهٔ یک به چهار میرویم و برمیگردیم. به گفتهٔ او، این دوره در کودک تا حدود دو سالگی نزدیک شصت دقیقه است، از دو سالگی به هفتادوپنج دقیقه میرسد و از پنج سالگی حدود نود دقیقه است.
دکتر هلاکویی آرام گرفتن عضلات بزرگسالان هنگام رویا را با ادامه حرکت در خواب کودکان مقایسه میکند. او میگوید کودک ممکن است در خواب گریه کند، مک بزند، بخندد، صدا درآورد یا بدنش را تکان دهد. در گفتار، این رفتارها بهطور احتمالی به ابراز رویا یا همزمانی فعالیت ذهن و بدن نسبت داده میشوند؛ متن برای تشخیص علت هر حرکت یا صدا معیار قطعی نمیدهد.
پیشنهاد مجموعهدر خواندن این بخش، توضیح احتمالی دکتر هلاکویی درباره حرکت در خواب را با تشخیص قطعیِ خواب بودن یا نبودن ناراحتی کودک یکی نگیرید.
نظر دکتر هلاکویی درباره محدود کردن خواب روزِ نوزاد
بخوانید
آنچه مجموعه میگوید
در ادامه بحث ماه نخست، دکتر هلاکویی پیشنهاد میکند اگر خواب روزِ نوزاد از حدود دو ساعت گذشت، با تغییر شرایط یا ایجاد صدا زمینه بیدار شدن تدریجی او فراهم شود. هدفی که بیان میکند کمک به تفاوت خواب شب و بیداری روز است؛ این مدت و روش، پیشنهاد خود دکتر هلاکوییاند.
در توصیف دکتر هلاکویی، نوزاد بیش از نیمی از خوابش را در مرحله حرکت سریع چشم میگذراند و این سهم با افزایش سن کم میشود. او برای دوسالگی عدد حدود سی و برای پنجسالگی حدود بیستودو تا بیستوپنج را میآورد. منظور این بند سهم یک مرحله خواب است؛ تعبیر قبلیِ «نیمی از خواب را خواب میبیند» از متن دقیقتر نبود.
اعداد سی و بیستودو تا بیستوپنج در زیرنویس بدون علامت یا واژه درصد ثبت شدهاند.
توضیح دکتر هلاکویی برای سبک بودن خواب در آغاز زندگی
بخوانید
آنچه مجموعه میگوید
دکتر هلاکویی دو دلیل را کنار هم میگذارد: کودک در سال اول بیشتر ایام در مرحلهٔ فعال خواب است و فلج شدن عضلات را که در بزرگسالان رخ میدهد، تجربه نمیکند؛ در نتیجه آمادگی دارد با اندک صدایی بیدار شود. به گفتهٔ او، نوزاد با افزایش سن آهستهآهسته خواب عمیقتری پیدا میکند.
دکتر هلاکویی سه دسته را توصیف میکند: کسانی که مشکل خواب ندارند و با کمی کوشش پدر و مادر هر آدابی را میپذیرند؛ کسانی که وضعیت خوابشان میتواند به هر دو سمت برود، یعنی با رعایت اصول آرام میشوند و بدون آن دچار گرفتاری میشوند؛ و بین ده تا بیست درصد که بدخوابند و پدر و مادر را کاملاً دچار گرفتاری میکنند، تا آنجا که بسیاری از کوششهای ما بینتیجه است.
عدد گروه سوم به شکل «بین ۱۰ تا ۲۰ بچهها» آمده و واژه درصد در زیرنویس نیست؛ برای نسبت دقیق باید صوت بررسی شود.
دکتر هلاکویی میگوید اگر بدخوابی واقعاً آسایش دیگران را برهم بزند یا موجب اختلاف و بیماری شود، برخی پزشکان برای مدتی نوعی آرامبخش میدهند تا کودک این دوره بحرانی را پشت سر بگذارد. او میافزاید این کودکان میتوانند در نوجوانی هم مشکل خواب داشته باشند.
این یک تصمیم پزشکی است که دکتر هلاکویی آن را به پزشک معالج واگذار میکند، نه توصیهای عمومی.
دکتر هلاکویی چند علت بیرونی را برای بههم خوردن خواب کودک برمیشمارد: سزارین یا ماندن در بیمارستانی که چراغهایش بیستوچهار ساعته روشن است و صدا دارد؛ واکنش و درد پس از واکسن؛ و سفر یا رفتنِ مسافری عزیز که با کودک ارتباط گرفته، بهویژه پس از هشتنُه ماهگی. به گفتهٔ او، این عوامل میتوانند خواب کودک را برهم بزنند.
دکتر هلاکویی برای کودکی که با وجود تنظیم شرایط باز هم نمیخوابد، گرسنگی، تشنگیِ پس از حدود چهارماهگی، خستگی، بیحوصلگی و میل به ارتباط را احتمالهای مختلف میداند. او میگوید بعضی کودکان خسته برای آرام شدن به کمک حرکتی نیاز دارند و نبود مادر یا فرد آشنا نیز میتواند مؤثر باشد: تشخیص افراد را از حدود ششماهگی و رابطه عمیقتر را پس از هشتماهگی توصیف میکند.
دکتر هلاکویی در این بخش میگوید کودک تا دوسالگی به بالش نیاز ندارد و بهویژه در یکسالونیم نخست نباید روی شکم خوابانده شود. او برای نکته دوم از خطر خفگی سخن میگوید. این بند نقل دیدگاه دکتر هلاکویی درباره وضعیت خواب است.
دکتر هلاکویی خطر خواباندن کودک روی شکم را به نرسیدن اکسیژن و خفگی نسبت میدهد و در این گفتار خواب به پهلو را پیشنهاد میکند. او این موضوع را از روی شکم بودن در بیداری جدا میداند و درباره بیداری از سه یا چهارماهگی، توان حرکت سر و لزوم توجه به کودک حرف میزند. اینها نقل گفتههای مجموعهاند.
پیشنهاد مجموعهدر این راهنما، توضیح فیزیولوژیک و پیشنهاد وضعیت خوابِ این گفتار بهعنوان نظر دکتر هلاکویی خوانده میشود.
دکتر هلاکویی آمار روزانه ده تا پانزده کودک در آمریکا را بیان میکند و سپس عدد «۴۰۰» بدون دوره زمانی روشن آمده است. منبع آماری یا توضیح این عدد در متن نیست؛ آمار نیازمند تطبیق با صوت است.