توضیح و منبع
بزرگسالی که نمیتواند بگوید خستهام
دکتر هلاکویی برای شرم از نیازهای طبیعی، از بزرگسالانی مثال میزند که از گفتنِ «تشنهام» یا «خستهام» ناراحت میشوند و از نام، خانواده، قد، وزن یا سنِ خود رضایت ندارند. مثالِ او کسی است که در چهلسالگی سنش را کمتر میگوید و در سنین قبلی هم همین کار را میکرده است. او این تداومِ نارضایتی را به آسیبِ حرمت نفس و شرم پیوند میدهد؛ این مثال، تفسیرِ اوست نه تشخیص از روی یک رفتارِ منفرد.
۱ بخش از متن اصلی که این مطلب بر آن تکیه دارد
دنباله جمله پیش از این نقل شده است. راحت و آسوده باشد. متأسفانه بسیاری از افراد بزرگسال رو من و شما میبینیم که به دلیل آسیب کودکی در بزرگسالی از اینکه بگن تشتن یا گرسن یا خستهان احساس بدی میکنن. این افراد حتی از اسم خودشون، خانواده خودشون، قد خودشون، وزن خودشون، حتی سن خودشون همیشه ناراحت و ناراضی هستن و حالا اینکه اگر کسی در ۴۰ سالگی از سن خودش ناراضیست و خودشو ۳۵ یا ۳۷ ساله میگه، قاعدتاً باید وقتی ۳۵ و ۳۷ ساله بوده از سن خودش راضی باشه. جالب و نکته عجیبش که کاملاً از نظر علمی قابل توجیه است این است که در ۳۵ و ۳۷ هم ۳۲ و ۳۴ میگفته و نشون میده که همه عمرش از هر سنی که داره احساس بدی میکنه و این دقیقاً عمق مسئله حرمت نفس و یا آمیختگی شرم و خجالت با وجود انسانیست معلوم است این جمله در متن اصلی ادامه دارد.
تماشای این قسمت در یوتیوب این پیوند به ابتدای ویدیو میرود؛ زمان دقیق این بخش در دست نیست.
شماره خطها به فایل زیرنویس همان قسمت اشاره میکنند. روش کار و محدودیتها در درباره منابع توضیح داده شده است.