توضیح و منبع

عروسکی که در پارک پیدا کرد

مثال دکتر هلاکویی: کودک یک‌سال‌و‌نیمه در پارک عروسکی می‌بیند و با توجه به سابقه‌اش نتیجه می‌گیرد که مال او است و می‌تواند با آن بازی کند؛ چند دقیقه بعد صاحبش می‌رسد و آن را می‌گیرد. کودک گریه می‌کند چون در لحظات اولیه واقعاً آن را از خود می‌دانست — درست مانند کسی که عروسکش را از دستش گرفته‌اند.

۱ بخش از متن اصلی که این مطلب بر آن تکیه دارد

از متن اصلی مجموعهقسمت ۳

تماشای همین بخشاز ۲:۰۶ · قسمت ۳

دنباله جمله پیش از این نقل شده است. فرض بفرمایید یک سال و نیمه در پارکی به یکباره اسباب‌بازی و یا عروسکی رو می‌بینه. با توجه به سابقه‌ای که داره، اسباب‌بازی و عروسکی که اونجاست می‌تونه اذان او باشه و می‌تونه اون باهاش بازی کنه. بنابراین به این نتیجه می‌رسه که این اسباببازی و عروسک به نوعی مال منه و امکان بازی کردن با او رو داره. چند دقیقه‌ای بعد پدر و مادر با بچه‌ای از راه می‌رسند که در حقیقت صاحب اون اسباببازی یا عروسکه و بنابراین اون اسباببازی و عروسک رو ممکنه به نوعی از این کودک بگیرند. معلومه که کودک با یک واقعیتی روبهرو میشه که نتیجه‌گیری که کرده بود طرحی رو که در ذهن خودش برای آنچه که پیدا کرده بود یافته بود در حقیقت درست نبوده و غلط بوده این تغییر می‌تونه او رو حتی به گریه بندازه برای اینکه با این واقعیت روبهرو میشه که درست است که اسباب‌بازی یا عروسک از آن او نبوده ولی در لحظات اولیه او این‌گونه تصور کرده که مربوط به او مرتبط به اوست و با توجه به آموخته‌های قبلی می‌تونه اون رو داشته باشه و حال درست مانند کسی که عروسک یا اسباب بازیشو از دستش گرفتن می‌تونه غمگین یا خشمین بشه و گریه کنه. بنابراین ملاحظه می‌کنید که این جمله در متن اصلی ادامه دارد.

متن از زیرنویس خودکار یوتیوب گرفته شده و ممکن است خطای تشخیص داشته باشد.

زمان تأییدشده: ۲:۰۶

عبارت‌های اصلی از زیرنویس همان قسمت نقل شده‌اند. روش کار و محدودیت‌ها در درباره منابع توضیح داده شده است.