مرور همین موضوع بر اساس سن مرحلههای سنی و مطالب مشترک با موضوعهای دیگر
۱۵۷ مطلب، هر کدام یکبار — جای سنی که از آن شروع میشود. زیر هر سن، چند مورد اول؛ بقیه یک تپ دورتر.
در چند مرحلهٔ سنی
این نکتهها به چند مرحله مربوطاند، با همان محدودهای که در متن هر نکته آمده است.
نکتهٔ اصلی در مجموعه
جایگاه اصلی بازی در یادگیری سه سال اول از نگاه دکتر هلاکویی
دکتر هلاکویی بازی را راه اصلی یادگیری سه سال اول میداند. از بازی با دست در سه یا چهار ماهگی، سپس پا و بدن و آمادگی برای اسباببازی ساده از حدود چهار ماه مثال میزند؛ رنگ، صدا و حرکت آهسته را برای جلب توجه آغازین مهم میشمارد.
دکتر هلاکویی میگوید کودک بر اساس تجربه دو سال اول طرحهایی برای ارتباط با دنیای خارج انتخاب میکند و از دو سالگی آنها را درونی میکند: اگر از نزدیکی با دیگران لذت برده و مردم را دوستداشتنی دیده، میکوشد با آنها در ارتباط باشد؛ و اگر نتیجه گرفته بودن با مردم آزاردهنده است، از هر فرصتی برای دوری استفاده میکند.
دکتر هلاکویی میگوید کودک حدود ششماهگی توجه و تمرکز بهتری دارد و عمق و فاصله را میبیند، و حدود چهارماهگی چشمش را با بقیهٔ حواسش مرتبط میکند. اما تا تقریباً پایان سه سالگی، اشخاص برای او مهمتر از اشیاء هستند: همیشه میتواند اسباببازی را رها کند و به سمت کسی برود که دوست دارد.
دکتر هلاکویی میان تحلیل ذهنی بزرگسال و نتیجهگیری اولیه کودک فرق میگذارد: کودک از تجربه به این نتیجه میرسد که چیزی دردآور و ناخوشایند، یا شیرین و خوشایند است. به گفته او این ارزیابیها در سه سال اول درونی میشوند و میتوانند مدت طولانی در نگاه فرد بمانند.
ادعای ماندن این نتیجهها برای تمام عمر، متعلق به همین گفتار است؛ این جمله نباید به معنای ناتوانی مطلق کودک از فکر کردن خوانده شود.
دکتر هلاکویی در توضیح مرحله حسیحرکتیِ پیاژه تا حدود دوسالگی، مثال میزند که کودک شیئی را برمیدارد، با دست و دهان بررسی میکند و سپس آن را میاندازد. او این نمونه از انداختن را بخشی از شناخت حسی و عمل روی اشیا میداند، نه نشانه خودکارِ بیادبی، مخالفت یا جنگ. منظور این بند، رفتار اکتشافی در همین مرحله رشد است.
دکتر هلاکویی برای ارتباط دیداری با شیرخوار، گردش آهسته در پارک یا خیابان و بازی روبهروی چهره والد را مثال میزند: باز و بسته کردن آرام چشم و دهان همراه با سخن گفتن نرم. در گردش هم میگوید توجه کودک را به چیزهایی بیش از آنچه خودش دنبال میکند نکشانید. هدف او فرصت دیدن و ارتباط گرفتن با سرعتی است که کودک میتواند همراهش شود.
پیشنهاد مجموعهدر ادامه همین بحث تأکید میشود مقدار تحریک با ظرفیت کودک هماهنگ باشد و اگر رو برگرداند، منتظر بازگشت توجه او بمانیم.
توضیح دکتر هلاکویی درباره خیره شدن و گریه در ماه نخست
دکتر هلاکویی در بحث بیناییِ کودک یکماهه، از خیره ماندن به یک نقطه و دشواری تغییر نگاه حرف میزند و گریه پس از آن را به ترس یا ناکامی کودک در حرکت دادن نگاه نسبت میدهد. او میگوید این حالت تقریباً تا دوماهگی کم میشود. این توضیح نظر او درباره یک حالت مشاهدهشده است؛ عنوان حس و چند عبارت آغاز بند در زیرنویس مخدوشاند.
عبارت «عقبافتادهترین ولی ... حسنایی» روشن نیست؛ متن برای تشخیص علت هر خیره شدن یا گریه کافی نیست.
دکتر هلاکویی میگوید کودک صورت شما را بسیار تار میبیند و شش ماه طول میکشد تا مادر را آنگونه که بزرگسالان میبینند مشاهده کند؛ دیدش حدود نُه تا دوازده اینچ — بیست تا سی سانتیمتر — است، اما نگاه کردن به او خودش ارتباط میسازد.
شش ماه و فاصله حدود ۲۰ تا ۳۰ سانتیمتر، اعداد بیانشده در برنامهاند؛ این بخش سنجش بینایی یا معیار تشخیص برای کودک مشخص نیست.
دکتر هلاکویی میگوید از حدود دوماهگی اشیاء براق — بهویژه آنها که کمی حرکت میکنند — در گهواره توجه او را جلب میکنند؛ اشیائی که رنگ خوب دارند، مخصوصاً ترکیب قرمز و سیاه، و طرح و نقشی دارند و براقاند.
دکتر هلاکویی میگوید کودک حدود دوماهگی رنگها را تشخیص میدهد و همهچیز برایش جالب است؛ حوزه دیدش حدود نود درجه میشود و از آن بیست تا سی سانتیمتری که قبلاً میدید فراتر میرود.
دکتر هلاکویی درباره حدود دو تا سهماهگی از نگاه کردن از گوشه چشم، چپ شدن موقت چشمها و گاهی بستن یک چشم حرف میزند. او توصیه میکند والدین برای مستقیم کردن نگاه، جای خود را پیدرپی عوض نکنند و این رفتارها را در روند توصیفشده رشد بینایی قرار میدهد. بخش توضیح دوبینی در زیرنویس مخدوش است؛ این روایت بهتنهایی تشخیص وضعیت چشم یک کودک نیست.
عبارت مربوط به چپ شدن چشم و دوبینی در سطرهای ۱۲۷۲ تا ۱۲۷۵ نیازمند بررسی صوت است.
دکتر هلاکویی میگوید کودک ابتدا در حدود دوماهگی به مرز صورت توجه میکند و سپس تا حدود چهارماهگی توجهش به اجزایی مثل بینی، چشم، لب، دهان و گاهی دندانها بیشتر میشود. در مثال او، تصویر بزرگ و روشنِ شبیه صورت بیشتر جلب توجه میکند و جابهجا کردن اجزای صورت از علاقه کودک میکاهد. او این را نوعی تشخیصِ شکل آشنا از نامتناسب میداند.
ابتدای بازه دوم به صورت «بین د تا ۴ ماهگی» ثبت شده؛ عدد نخست نباید بدون بررسی صوت قطعی نوشته شود.
دکتر هلاکویی میگوید اطراف دهان و گونهٔ کودک از بقیهٔ صورت حساستر است و کف دست و کف پای او حساسیت ویژهای دارند؛ اگر از دوماهگی گذشته باشد، دستتان را میگیرد و فشار میدهد. حدود دوماهگی توانایی باز و بسته کردن دست خودش را دارد و به تماشای آن مینشیند؛ بعد از مدتی همان دست بهترین اسباببازی اوست.
دو نشانه بینایی که دکتر هلاکویی نیازمند توجه میداند
دکتر هلاکویی ادامه چپ شدن چشم تا ششماهگی و دنبال نکردن شیئی را که آهسته جلوی کودک حرکت میکند، نشانههایی برای توجه به احتمال مشکل میداند. سن مربوط به دنبال کردن شیء در زیرنویس به صورت «۷ت ماهگی» ثبت شده و برای بیان دقیق باید با صوت تطبیق داده شود.
سن نشانه دوم در زیرنویس مخدوش است؛ از متن نمیتوان تشخیص یا موعد قطعی استخراج کرد.
دکتر هلاکویی میگوید بعضی کودکان از خنده بلند، عطسه، سرفه، روشن شدن ناگهانی رادیو یا تلویزیون و اسباببازیهای پرصدا مثل شیپور میترسند. اگر چنین واکنشی دیدهایم، پیشنهاد او توجه بیشتر در مواجهه بعدی و هنگام خرید یا نخستین امتحان اسباببازی است.
پیشنهاد مجموعهاگر از جاروبرقی میترسد، وقتی جارو بکشید که مطمئنید او آن اطراف نیست.
نام پدیده طبیعی در سطر ۱۶۵۳ به صورت «رأس» ثبت شده و بدون بررسی صوت نمیتوان آن را دقیق نامگذاری کرد.
دکتر هلاکویی میگوید حدود پنجماهگی کودک میتواند به آنچه میبیند با خنده یا خشم پاسخ دهد و اصرار بزرگسال میتواند او را خسته کند. او حرکت آهستهٔ پرده در باد یا باد پنکه و حرکت درختان را نمونههایی میداند که توجه را جلب میکنند؛ در مقابل، حرکت سریع و فراوان را برای توجه و تمرکز نامناسب توصیف میکند.
دکتر هلاکویی میگوید از حدود هفت یا هشتماهگی برخی کارهای کودک ارادی است: او انتخاب میکند و برمیگزیند، چون احتمالات مختلف در ذهن او هست — و با همین ترجیح است که به زندگی خودش جهت میدهد و علاقههای بعدیاش شکل میگیرد.
دکتر هلاکویی در توضیح افزایش اختیار کودک در پایان سال اول پیشنهاد میکند دو اسباببازی به او نشان دهید و ببینید به کدام توجه دارد. اگر پس از گرفتن یکی، دومی را خواست، در همین انتخابِ اسباببازی به او آزادی بدهید. دلیل مطرحشدهٔ او احساس اثرگذاری بر محیط، امنیت و رضایت کودک است.
دکتر هلاکویی میگوید نزدیک دهماهگی کودک «بابا» و «ماما» را تکرار میکند که باید تشویق شود؛ حدود ده تا دوازده ماهگی به آهنگ صدا اهمیت میدهد و به موسیقی آرام — بهویژه کلاسیک — توجه ویژه نشان میدهد، چون با بدن و وجود او هماهنگ است. حدود یکسالگی فرمان ساده را میفهمد.
پیشنهاد مجموعهسخن باید همیشه آرام، شفاف، آهنگین و شمرده باشد تا کودک بتواند از آن بیاموزد.
دکتر هلاکویی میگوید کودک حدود دوازدهماهگی برای رسیدن به هدف تلاش میکند و در آغاز از یک راه میرود، اما بهزودی میفهمد از راههای مختلف هم میشود رسید — و گاهی حتی هدفهایش را عوض میکند. به گفته او این تغییر در هیچ موجود دیگری دیده نمیشود و نشان ابتکار و اختیار کودک انسانی است.
در ادامهٔ بحث دربارهٔ انتخابهای کودک در پایان سال اول، دکتر هلاکویی مثال میزند: هنگام درآوردن جوراب، کودک پایش را بالا میگیرد و گاهی برای ادامه دادن بازی آن را کج میکند. یا میخواهد شما هم از غذایش بخورید و با باز کردن دهان خودش نشان میدهد چه کنید. مثال دیگر او توانایی خداحافظی کردن حتی در حدود دهماهگی است.
دکتر هلاکویی میگوید انتخاب نوع بازی، روش استفاده از اسباببازی و مدت بازی با آن را تا جایی که خطر یا رفتار نامناسبی در کار نیست به کودک بسپارید. او مثال میزند که والد نباید صرفاً چون بازی طول کشیده یا استفاده کودک از ماشین مطابق تصور او نیست، وسیله را بگیرد و شکل «درست» بازی را تحمیل کند.
پیشنهاد مجموعهاگر باید بیرون بروید، از قبل هشدار بدهید و کمکش کنید بازی را تمام کند — بهجای اینکه ناگهان دستش را بگیرید.
دکتر هلاکویی میگوید قطع مکرر بازی میتواند به الگویی بینجامد که در آن نه تداومی در کار هست و نه پایانی.
دکتر هلاکویی بین دو موضوع فرق میگذارد: بازیای که خود کودک با حال خشمگین انجام میدهد ممکن است راه بیان یا تخلیه احساسش باشد، اما خریدن اسباببازیِ جنگ و کشتن را توصیه نمیکند. او میگوید چنین وسیلهای میتواند جنگ را موجه جلوه دهد و فایده ادعاییِ تخلیه را در برابر اثرهای منفیِ مورد نظرش ناچیز میداند. این توازنِ فایده و زیان، ارزیابی خود دکتر هلاکویی است.
دکتر هلاکویی در بحث کودک یک تا سهساله میگوید تصورهای ذهنی ممکن است برای کودک به اندازهٔ اتفاقهای بیرون واقعی باشند و در برداشت او از جهان نقش زیادی بگیرند. او این توضیح را در ادامهٔ دشواریهای شناخت و تجربهٔ کودک مطرح میکند.
متنها کاملاً همسو نیستندهمین قسمت، پیشتر دربارهٔ بازیِ وانمودی میگوید کودک تفاوتِ کاغذ با هواپیما یا قاشقِ خالی با غذا را میداند؛ در اینجا از نداشتنِ تفکیک خیال و واقعیت سخن میگوید. حدودِ تفاوت این دو بیان در متن کاملاً توضیح داده نشده است.
دکتر هلاکویی میگوید وقتی کودک در حدود یکسالگی راه میافتد، کشف و کنجکاوی در خانه برایش اهمیت زیادی دارد. پیشنهاد او این است که وسایل خانه در صورتی که خطر یا ضرری ندارند، امکان بازی و بررسی به کودک بدهند. در همین بخش، حمام، پارک، خیابان، محیط خرید و دیدار دوستان هم تجربههایی برای بازی و آموزش شمرده میشوند.
پیشنهاد مجموعهرفتن به وان حمام، پارک، خیابان و خانه دوستان هم در متن نوعی بازی و آموزش شمرده شده است.
دکتر هلاکویی میگوید مالکیت تا چهار سالگی برای کودک بسیار باارزش است، پس هرگز نمیشود اسباببازی او را — با موافقت یا بدون موافقتش — به کسی داد؛ اگر میخواهید برای دیگری اسباببازی باشد، بخرید. او هشدار میدهد بسیاری از کودکان در خلوت شب رنج این از دست دادن را میکشند.
پیشنهاد مجموعهاین حتی درباره خواهر و برادر هم برقرار است: کودک در این سن پدر و مادرش را هم به سختی شریک میشود.
دکتر هلاکویی درباره اسباببازی ساختنی میگوید بعضی کودکان از باز کردن ساخته خود میترسند چون مطمئن نیستند دوباره بتوانند آن را بسازند. پیشنهاد او کمک به کودک است تا با دست خودش قطعهها را جدا و همان وقت دوباره سرهم کند؛ سپس میتواند ساخته را مثلاً یک شب نگه دارد. هدفِ بیانشده، تجربه امکان بازسازی چیزی است که کودک خودش ساخته است.
پیشنهاد مجموعهپیشنهاد دکتر هلاکویی کمک به باز کردن و دوباره ساختن با موافقت کودک است؛ پیش از برهم زدن ساخته، رضایت او و فرصت بازسازی را در نظر میگیرد.
دکتر هلاکویی بازی کنار هم را در حدود بیست تا بیستوشش ماهگی چنین توصیف میکند: دو کودک ممکن است حرف بزنند اما هر کدام با وسیله خودش بازی کند و بیشتر به اسباببازی دیگری توجه داشته باشد. اگر وسیله مشابه در اختیارشان باشد، ممکن است دوباره سراغ بازی خود بروند. او بازی مشترک پیش از دو سال را محدود میداند و پیش از هجده یا بیست ماهگی انتظار آن را واقعبینانه نمیخواند.
در همین گفتار، آموزش قبلی و جذاب کردن بازی توسط بزرگسال بهعنوان امکان کمک به بازی مشترک مطرح میشود.
دکتر هلاکویی میگوید کودکان ممکن است یکدیگر را هل بدهند، گاز بگیرند یا مشت و لگد بزنند، چون ناراضی و خشمگیناند، نه دشمن و بد. این کار بد است و باید پیشبینی و پیشگیری شود؛ اما این با نتیجه گرفتن از یک اختلاف که این دو یکدیگر را دوست ندارند و رابطهشان تمام شده، بسیار فرق دارد.
در توضیح دکتر هلاکویی، تفاوت سن و مهارت میتواند باعث شود فرزند کوچکتر بارها در بازی با خواهر یا برادر بزرگتر نقش پیرو بگیرد. او این تجربه تکراری را تا حدود دوازدهسالگی مؤثر میداند و حتی درباره دوقلوها از شکل گرفتن نقشهای متفاوت، مانند کنترلکننده و کنترلشونده، صحبت میکند.
اینها توصیفها و تعمیمهای دکتر هلاکویی درباره روابط خواهر و برادر است، نه نقش قطعی هر کودک. او در همین بحث میگوید والدین میتوانند برای متعادل کردن رابطه مداخله کنند.
دکتر هلاکویی از حدود یکونیمسالگی و بیشتر پس از دوسالگی، ترکیبهایی مانند «بابابزرگ خندید» و «اینجا سرد است» را مثال میزند. او حرفزدن کودک با خود و اسباببازی را لذتبخش توصیف میکند و از جملههای دوکلمهای، پرسشهای «چی هست؟» و «کو؟» و جمعبستنهای اشتباه مثل «ماماها» میگوید.
مثال دکتر هلاکویی: کودک یکسالونیمه در پارک عروسکی میبیند و با توجه به سابقهاش نتیجه میگیرد که مال او است و میتواند با آن بازی کند؛ چند دقیقه بعد صاحبش میرسد و آن را میگیرد. کودک گریه میکند چون در لحظات اولیه واقعاً آن را از خود میدانست — درست مانند کسی که عروسکش را از دستش گرفتهاند.
دکتر هلاکویی در بحثِ تغییرِ شکل و برگشتپذیری میگوید کودک ممکن است خمیرِ پهنشده را بیشتر ببیند و بازگشتش به شکلِ قبلی را تصور نکند. در مثالِ بیسکویت، شکستنِ آن برای کودک ممکن است به معنیِ ازبینرفتنِ بخشی از خوراکی باشد؛ پس توضیحِ «برای خوردن باید بشکند» لزوماً ناراحتیاش را رفع نمیکند. او این تفاوتِ برداشت را دلیلِ پرهیز از برچسبِ بهانهگیری میداند.
پیشنهاد مجموعهبه او به عنوان کسی که بهانه میگیرد نگاه نکنید؛ او جهانی را میبیند که با جهان شما متفاوت است.
در بحث کودک نزدیک سهسالگی، دکتر هلاکویی پیشنهاد میکند با اشیای ساده نشان دهیم یک وسیله فقط یک کاربرد ندارد؛ مثلاً قاشق علاوه بر خوردن میتواند چیزی را بردارد یا جابهجا کند. هدف او آشناکردن کودک با امکانهای متفاوت یک شیء است.
پیشنهاد مجموعهپیشنهاد این بخش، نشاندادن کاربردهای متفاوت یک شیء در بازی است؛ توصیهٔ کتابخواندن مربوط به نکتهٔ دیگری در همین گفتار است.
اصطلاح مربوط به یکجانبهدیدن اشیا در زیرنویس نامنظم ثبت شده؛ توضیح بالا بر مثال روشنِ کاربردهای متعدد تکیه دارد.
دکتر هلاکویی برای دو تا سهسالگی اسباببازیِ سادهای را مناسبتر میداند که معمولاً یک کارِ روشن انجام دهد. به نظرِ او وسیلهٔ پیچیدهای که فهم و استفاده از آن آموزشِ زیادی میخواهد میتواند کودک را کلافه کند؛ کودک با شناختنِ بخشهای کوچکِ جهان، تصویرِ کلیتری از آن میسازد. گرانی در این مثال نشانهٔ مناسببودن نیست.
دکتر هلاکویی میگوید از دو سالگی به بعد، کودک روزانه دو یا سه ساعت به محیط آموزشی برود و آموزش او تنها به والدین محدود نشود. او نگه داشتن کودک تا پنجسالگی فقط در خانه و بهویژه تنها با والد را برای رشد اجتماعی و روابط او مشکلساز میداند؛ این رابطه علتومعلولی، ادعای خودِ دکتر هلاکویی است.
پیشنهاد مجموعهدر پیشنهاد دکتر هلاکویی، جدا شدن در آغاز حضور در محیط آموزشی به احساس امنیت و علامت آمادگی کودک وابسته است؛ ماندن والد به یک روز مشخص محدود نمیشود.
مقصود این بخش ارتباط و آموزش بیرون از خانه است؛ متن مدت واحدی متناسب با کیفیت محیط و نیاز هر کودک تعیین نمیکند. دو تا سه، پنج و هشت ساعت، مدتهای پیشنهادی خود دکتر هلاکوییاند؛ متن شرایط مرکز، کیفیت مراقبت یا نیاز فردی کودک را برای تعیین این اعداد شرح نمیدهد. او عیبهای ادعایی را در این بخش بهتفصیل توضیح نمیدهد و منبع پژوهشی معرفی نمیکند؛ این نظر را نمیتوان ارزیابی همه شکلهای آموزش خانگی دانست.
دکتر هلاکویی برای انتخاب محیط آموزشی، مسیر رفتوآمد، امنیت و امکان بیرون رفتن بیخبر کودک، وسایل بازی و تعداد و آگاهی مربیان را مهم میداند. درباره اسباببازی نیز مثال میزند که وقتی ده کودک نزدیک هم بازی میکنند، نمونههای مشابه کافی باشد تا بر سر مالکیت درگیر نشوند.
پیشنهاد مجموعهدر پیشنهاد دکتر هلاکویی، هنگام بازدید به مسیر دسترسی، خروجیها، وسایل بازی و تعداد و آمادگی مربیان توجه شود.
دکتر هلاکویی پیشنهاد میکند پیش از بازی با همسنها، کودک تجربه کند که همبازی مانند والد همیشه در خدمت خواسته او نیست. مثالش توپ است: والد شاید توپ رهاشده را برگرداند، اما کودک دیگر آن را برای بازی خودش میگیرد. او بهویژه برای فرزند تک یا اول، تمرین «فرض کن من هم همسن تو هستم» را مطرح میکند تا نوبت و خواسته دو طرف روشن شود.
پیشنهاد مجموعهپیش از آشنا کردنش با دیگران، به او بگویید «فرض کن من هم سه سالهام» و مثل یک همسن با او بازی کنید.
دکتر هلاکویی درباره آوردن فرزند مراقب، ابتدا نظر موافق را نقل میکند: حضور کودک همسن میتواند حال و آرامش مراقب را بهتر کند. سپس خودش نگران مدیریت اختلاف و رعایت حق هر دو کودک است و این کار را جز در موارد استثنایی ترجیح نمیدهد.
به گفته دکتر هلاکویی، فرزندان آخر به دلیل حضور خواهر و برادرهایشان خیلی زودتر با موضوعهایی فراتر از سن خود آشنا میشوند؛ مانند بیرون رفتن، روابط جنسی یا فیلمها و برنامههایی که بزرگترها در همان سن نه از آنها خبر داشتند و نه امکان مواجهه با آنها را داشتند. او تأکید میکند که مهم، برداشت کودک از این موضوعهاست.
دکتر هلاکویی این را پیامد احتمالی حضور خواهر و برادرهای بزرگتر میداند؛ نکتهای که برجسته میکند برداشت کودک از این مواجهه زودتر است.
دکتر هلاکویی احتمال بدبینی یا کنارهگیری را در برخی فرزندان وسط مطرح میکند. در مسیر دیگری که او توصیف میکند، کودک بیرون از خانه دوست پیدا میکند، چون میان همسالان امتیاز خانوادگیِ بزرگتر و کوچکتر بودن کمتر مطرح است. او شکایت بیشتر از وضع خانواده را نیز در همین الگو قرار میدهد.
این احتمالات به معنی مشکل داشتن هر فرزند وسط یا نامطلوب بودن دوستی بیرون از خانواده نیست.
به نظر دکتر هلاکویی، فرزند وسط از نزدیک تواناییها و امکانات بزرگتر و نیازمندیهای کوچکتر را میبیند و ممکن است در رابطه با هر دو گروه مهارت پیدا کند. او در عین حال احتمال میدهد تجربه رابطه برابر همچنان برای این کودک دشوار باشد؛ این توصیف یک گرایش احتمالی است.
دکتر هلاکویی هوش را تا حدی ارثی و بهره هوشی را نسبتاً ثابت توصیف میکند. مثال میزند که نمره حدود صد در پنجسالگی، جز در شرایط استثنایی، در سنین بعد نیز در حدود همان مقدار باقی میماند. بر همین اساس ادعا میکند یک آزمون میتواند نشاندهنده بهره هوشی در طول زندگی باشد.
ثبات درازمدت و کفایت یک آزمون، ادعاهای دکتر هلاکویی در این قسمتاند؛ این متن ارزیابی فردی یا تضمین ثابت ماندن نمره نیست.
دکتر هلاکویی میگوید در بیشتر موارد آگاهی از بهره هوشی نقشی در زندگی ندارد و گاهی در ارزیابی فرد از خودش یا انتظارش از دیگری مزاحمت ایجاد میکند. او آزمون هوش را برای افراد عادی بیفایده میداند، مگر آنجا که بهره هوشی از حدی بالاتر یا از حداقل پایینتر باشد و دانستنش به فراهم کردن امکانات کمک کند.
این نظر دکتر هلاکویی درباره فایده عملی دانستن نمره است؛ خودش موارد نگرانی از پایین یا بسیار بالا بودن بهره هوشی و فراهم کردن امکانات متناسب را استثنا میکند.