راهنمای این سن و موضوع، همراه با پیوند تمام نکتههای مشترک.
دلبستگی و امنیت در ۶ تا ۹ ماهگی
گزیده برای ۶ تا ۹ ماهگی
بایدها و نبایدها
برگرفته از پیشنهادهای دکتر هلاکویی
پیوستگی رابطه با مراقبان نزدیک
انجام بدهید
رابطهٔ کودک با مراقبان نزدیک و آشنا را پیوسته نگه دارید.
انجام ندهید
قطع رابطه با مراقب ثابت را با دوری کوتاه در محیط آشنا یکسان نگیرید.
نکتهٔ همراهشش تا هجده و سپس هفت تا شانزده ماه، بازههای بیانشده در برنامهاند؛ این اعداد مرز قطعی یکسان برای همه کودکان نیستند. جمله مربوط به رفتن مراقب پیش از پنج ماهگی در زیرنویس قدری افتاده است.
دکتر هلاکویی شروع تازه مهد میان شش تا هجده ماه را از ادامه حضور در محیطی که کودک قبلاً به آن آشنا شده جدا میکند. شروع تازه را دشوارتر میداند؛ پس از هجده ماه نیز بر رابطه با والد، تحمل جدایی، امکانات مرکز و کیفیت رابطه با مراقبان تأکید میکند.
خطرهای قطعی یا دائمیِ بیانشده در این بخش، ادعاهای خود دکتر هلاکوییاند و از متن نمیتوان نتیجه یک مهد یا کودک مشخص را تعیین کرد.
دکتر هلاکویی «تولد روانی» را شکلگیری تدریجی فردیت و مفهوم «من» مینامد: در توضیح او این روند از حدود هشتماهگی آغاز میشود و در حدود دوازدهماهگی آشکارتر میشود. او این تعبیر را از تولد سلولی، تولد زیستی، «تولد اجتماعی» در حدود پنجسالگی و «تولد انسانی» در حدود هجدهسالگی جدا میکند؛ این تقسیمبندی و سنها روایت خود او از رشد است.
دکتر هلاکویی توضیح میدهد که اضطراب جدایی از حدود هفتماهگی آغاز میشود و تا شانزدههفدهماهگی ادامه دارد: کودک نبودن را با نابودی یکی میگیرد و وقتی از مقابل چشمش دور میشوید تصور میکند هرگز شما را نخواهد دید — مانند حبابی که میترکد.
دکتر هلاکویی در بحث اضطراب جدایی توصیه میکند افرادی که بین شش تا هجدهماهگی نقشی فعال و نزدیک در مراقبت کودک دارند، رابطهٔ خود را پیوسته نگه دارند؛ مثال او پدربزرگ، مادربزرگ یا پرستار ثابت است. منظور این بخش با دوری کوتاه یکی نیست: او در ادامه چند دقیقه یا چند ساعت ماندن کودک در محیط آشنا با فردی دوستداشتنی را جداگانه مطرح میکند.
شش تا هجده و سپس هفت تا شانزده ماه، بازههای بیانشده در برنامهاند؛ این اعداد مرز قطعی یکسان برای همه کودکان نیستند. جمله مربوط به رفتن مراقب پیش از پنج ماهگی در زیرنویس قدری افتاده است.
نظر دکتر هلاکویی دربارهٔ دوریِ مراقب در شش تا هجدهماهگی
بخوانید
پیشنهاد مطرحشده در مجموعه
در بحث شش تا هجدهماهگی، دکتر هلاکویی میان دوری کوتاه و طولانیِ مراقب اصلی تفاوت میگذارد. او چند دقیقه یا چند ساعت ماندن کودک در محیطی کاملاً آشنا با فردی دوستداشتنی را ممکن میداند، اما دربارهٔ دوری بیش از یک شبانهروز هشدار میدهد و حفظ حضور مراقب اصلی، معمولاً مادر، را توصیه میکند. این مرز زمانی توصیهٔ بیانشده در همین مجموعه است.
در این مجموعه، آغاز اضطراب جدایی به رشد سیستم ادراکی کودک نسبت داده میشود. دورهٔ آن از حدود هفتماهگی تا ۱۶ یا ۱۷ ماهگی توصیف میشود؛ دکتر هلاکویی میگوید بهتر است اصول این دوره را بین شش تا ۱۸ ماهگی رعایت کنید.
متنها کاملاً همسو نیستنددر بخش دیگری از همین مجموعه همین دوره «شش تا ۱۸ ماهگی» و جای دیگر آغاز آن «ششماهگی» گفته میشود؛ مرزها در متن کاملاً یکسان نیستند.
به گفته دکتر هلاکویی کودک در این دوره وارد مرحلهای بحرانی میشود و نمیتواند از کسی که مانند هوا به او نیاز دارد دور بیفتد؛ اگر قصد کار کردن دارید، بهتر است یکی دو سه ماه پیش از ششماهگی این کار را بکنید نه در میانه این بازه.
دکتر هلاکویی پس از جدایی در شش تا هجده ماهگی، دو الگو را مثال میزند: چسبیدن بیشتر پس از بازگشت، مانند دنبال کردن والد تا دستشویی یا دشواری خواب جدا؛ و کمتر نشان دادن علاقه یا کاهش ارتباط. اینها توصیفهای او از واکنش احتمالیاند.
از یک استقبال سرد یا چسبیدن نمیتوان دل کندن همیشگی، بیعاطفگی یا آسیب قطعی کودک را نتیجه گرفت؛ متن ارزیابی یک کودک مشخص نیست.
دکتر هلاکویی در بحث واکنش کودک به جدایی، گروهی را توصیف میکند که هنگام رفتن یا بازگشت مراقب بیاعتنا به نظر میرسند. او دو برداشت مطرح میکند: رفتن را عادی گرفتهاند، یا آن را چنان دشوار میبینند که تصور میکنند کاری از دستشان برنمیآید. تعبیر «قطع کردن قلاب ارتباطی» و پیوند دادن آن با پرهیز از رابطههای نزدیکِ بعدی، تفسیر خود دکتر هلاکویی است.
در این بخش برای تشخیص وضعیت یک کودک از روی یک نوبت بیاعتنایی، معیاری ارائه نمیشود.
در پاسخ به پرسشی درباره غیبت پدرِ یک کودک هفدهماهه، دکتر هلاکویی دو نوع واکنش را مثال میزند: بازگشت به رفتار قبلی، مثل کمتر حرف زدن یا دوباره خواستن شیشه؛ و محدود کردن ارتباط با اطرافیان، که آن را «قهر» مینامد. اینها مثالهای تفسیر او از ناراحتی جداییاند.
این گفتوگو علت قطعی کاهش گفتار را مشخص نمیکند و واژه «قهر» توصیف دکتر هلاکویی است، نه اثبات قصد آگاهانه کودک برای تنبیه دیگران.
دکتر هلاکویی پشتیبانی از کودک در دورهٔ اضطراب جدایی را به شکلگیری رابطههای متعادلتر در بزرگسالی پیوند میدهد: نه چسبیدنِ افراطی، نه جنگ با جدایی، نه دوریِ بیشازحد محتاطانه و نه دلبستگی شتابزده. او پذیرش پایان یک رابطه و امید به رابطهای بهتر را هم مثال میزند. این ارتباط علّی، برداشت مطرحشدهٔ او در مجموعه است.
دکتر هلاکویی در پاسخ به پدر کودک هفدهماههای که مدتی از او دور شده، میگوید کودک مراقب نزدیک را بخشی از زندگی خود میشناسد و در نبود او هنوز ممکن است نتواند به تصویر ذهنی پایداری پناه ببرد. او از این راه ناراحتی جدایی را توضیح میدهد؛ این تفسیر او از وضعیت گزارششده است.
دکتر هلاکویی دلداری میدهد: با بازگشت شما ممکن است در آغاز قهر کند و مدتی سراغتان نیاید، ولی بعد آهستهآهسته اگر خوب و مهربان باشید شما را میپسندد و میپذیرد. او میافزاید این حالت معمولاً در میان پدرانی پیدا میشود که به فرزندشان بسیار نزدیکاند.
دکتر هلاکویی در مرور دورهٔ شیرخوارگی، اضطراب غریبهها را حدود هشت تا دهماهگی توصیف میکند: کودک آشنایان را از ناآشنایان بیشتر تشخیص میدهد و ممکن است فقط به آغوش چند فرد آشنا برود. سپس آن را از اضطراب جدایی جدا میکند که در روایت او کمی زودتر آغاز میشود و به دور شدن از مراقب مربوط است.