مرور همین موضوع بر اساس سن مرحلههای سنی و مطالب مشترک با موضوعهای دیگر
۱۱۸ مطلب، هر کدام یکبار — جای سنی که از آن شروع میشود. زیر هر سن، چند مورد اول؛ بقیه یک تپ دورتر.
در همه این سالها
اینها به یک سن گره نخوردهاند. اگر داخل خط زمانی میآمدند، زیر هر سن تکرار میشدند.
آنچه مجموعه میگوید
ترجیح پستانک بر مکیدن شست در نظر دکتر هلاکویی
دکتر هلاکویی در مقایسه با مکیدن انگشت، پستانک را از نظر امکان تمیز نگه داشتن و اثر بر دهان مناسبتر میداند. درباره اثر مکیدن انگشت هنگام آمدن دندان دائمی هم هشدار میدهد؛ این مقایسه دیدگاه ثبتشده اوست.
متن ویژگی پستانک، مدت استفاده یا وضعیت دندانی کودک را مشخص نمیکند. اشاره او به کاهش مکیدن پس از رفع گرسنگی نیز به معنای گرسنه بودن همه کودکانی که دست میمکند نیست.
دکتر هلاکویی شروع تازه مهد میان شش تا هجده ماه را از ادامه حضور در محیطی که کودک قبلاً به آن آشنا شده جدا میکند. شروع تازه را دشوارتر میداند؛ پس از هجده ماه نیز بر رابطه با والد، تحمل جدایی، امکانات مرکز و کیفیت رابطه با مراقبان تأکید میکند.
خطرهای قطعی یا دائمیِ بیانشده در این بخش، ادعاهای خود دکتر هلاکوییاند و از متن نمیتوان نتیجه یک مهد یا کودک مشخص را تعیین کرد.
دکتر هلاکویی میگوید اگر شیرخوار از دست چپ یا راست خود استفاده نمیکند، موضوع را صرفاً چپدستی یا راستدستی ندانیم. او احتمالِ مشکل عضلانی یا عصبی را مطرح میکند و مراجعه به متخصص را پیشنهاد میدهد؛ این مثال درباره بهکارنبردنِ یک دست است، نه فقط حالتی که هیچکدام به کار نمیروند.
این قطعه تشخیص ارائه نمیکند؛ وضعیت یک کودک مشخص باید با پزشک بررسی شود.
دکتر هلاکویی حرکتها را با سنهای تقریبی توصیف میکند: حدود چهارماهگی غلت زدن، پنجماهگی رساندن پا به دهان، ششماهگی جابهجایی شیء میان دو دست، هفتماهگی پس زدن با پا، هشتماهگی نشستن، نهماهگی چهاردستوپا رفتن و حدود دوازدهماهگی آغاز راه رفتن. اینها سنهای گفتهشده در همین مجموعهاند، نه ارزیابی رشد یک کودک مشخص.
عددِ مربوط به کودکان راهافتاده تا چهاردهماهگی در زیرنویس روشن نیست؛ برای نقل درصد یا مقدار دقیق باید صدای این بخش بررسی شود.
دو نکته دکتر هلاکویی درباره ناخن و نظافت پس از دفع
دکتر هلاکویی برای ناخن از قیچی مخصوص و برای ماه نخست از گرفتن آرام آن با دست نام میبرد. سپس موضوع جداگانه تمیز کردن پس از ادرار یا مدفوع را مطرح میکند: بهویژه برای دختران، حرکت از جلو به عقب را پیشنهاد میکند تا به تعبیر او میکروب به ناحیه حساس منتقل نشود. او بر آب نیمهگرم، پارچه نرم و رفتار مهربان هنگام نظافت نیز تأکید دارد. این بند نقل پیشنهادهای اوست.
دکتر هلاکویی در بحث نظافت پس از ادرار و مدفوع، آب نیمهگرم، پارچه نرم و لبخند و مهربانی را کنار هم قرار میدهد. منظور ارتباطی او این است که کودک از رفتار والدین پیام بگیرد همه بخشهای بدنش، با وجود نیازهای متفاوت به مراقبت، پذیرفته و دوستداشتنیاند. او هشدار میدهد برخورد نامناسب در همین موقعیت میتواند رابطه با کودک را آسیب بزند.
دکتر هلاکویی آغوش و بوسه را در بحث تماس با کودک مطرح میکند، اما پیشنهاد میکند لب او بوسیده نشود. دو دلیل بیان میکند: نگرانی از انتقال میکروب و حساسیت ناحیه دهان، بهویژه در سال اول که در توضیح او مرکز احساسات و حالتهای بدنی و جنسی است. او این استثنا را به بقیه بدن تعمیم نمیدهد؛ این تفکیک و دلیلها متعلق به خود گفتارند.
دکتر هلاکویی مدعی است محافظت همیشگی از تغییر دما میتواند دامنه تحمل کودک را محدود کند و پس از نوزادی و بخشی از شیرخوارگی، سازگاری تدریجی با دماهای مختلف را مطرح میکند. شرط خودش این است که کودک احساس بدی نداشته باشد و در آغاز زندگی مراقبت دمایی ادامه یابد. این ادعا بهعنوان نظر او نقل میشود، نه برنامه قرار دادن کودک در گرما یا سرما.
محدودههای عددیِ دما ادعای دکتر هلاکوییاند و در متن شاهد یا روش تأیید ندارند.
دو الگوی مکیدن که دکتر هلاکویی در پایان قسمت مطرح میکند
دکتر هلاکویی از یک سو شیر خوردن بسیار سریع از سرشیشه گشاد و کمتر از یک ساعت مکیدن روزانه را مطرح میکند، و از سوی دیگر مکیدن دست یا پستانک افزون بر شیر و بیش از چهار ساعت را. پیش از آن، بردن دست و اشیا به دهان یا مکیدن شیشه خالی را مثال ادامه میل به مکیدن آورده است.
این قسمت در میانه توضیح پایان مییابد و پیامد این دو حالت را کامل نمیکند. آستانههای زمانی، نظر دکتر هلاکوییاند؛ از این قطعه نباید با برچسب مشکل یا تشخیص درباره کودک نتیجه گرفت.
دکتر هلاکویی از تفاوتِ کودکان در آرامبودن، جنبوجوش و میل به ارتباط با دیگران مثال میزند. تأکیدش این است که کودک این ویژگیهای آغازین را انتخاب نکرده و آنها را با خود به دنیا آورده است؛ برای توضیح این ناآشنایی، حتی از دست و پای خودِ کودک مثال میآورد. هدفِ این تصویر، شناختِ فرزندی است که اکنون پیشِ روی والد است.
در تعریف دکتر هلاکویی، اعتماد به نفس باور به توان انجام کار است: «از عهده برمیآیم» یا «برنمیآیم». او اولی را مثبت و دومی را منفی مینامد و شکلگیری این باور را بهویژه به رفتار والدین در چهارده ماه اول نسبت میدهد؛ یادگرفتن زبان یا تمام کردن دانشگاه مثالهایی از نمود بعدی این باورند.
دکتر هلاکویی میگوید اطراف دهان و گونه کودک از بقیه صورت حساستر است، و کف دست و ته پای او حساسیت ویژهای دارند — اگر از دوماهگی گذشته باشد دستتان را میگیرد و فشار میدهد. حدود دوماهگی توانایی باز و بسته کردن دست خودش را دارد و به تماشایش مینشیند؛ بعد از مدتی همان دست بهترین اسباببازی اوست.
دکتر هلاکویی در توضیح رشد حرکتی میگوید رشد از سر بهسوی پا پیش میرود و عضلات بزرگ پیش از عضلات کوچک به کار میافتند. او برای مقایسهٔ حرکتهای درشت با حرکتهای ظریف، فوتبال را پیش از پیانو مثال میزند: اولی بیشتر کار بدن و پا و دومی نیازمند کار انگشتان است؛ در این بخش سن معینی برای شروع آموزش این دو تعیین نمیکند.
دکتر هلاکویی میگوید از حدود هفت یا هشتماهگی برخی کارهای کودک ارادی است: او انتخاب میکند و برمیگزیند، چون احتمالات مختلف در ذهن او هست — و با همین ترجیح است که به زندگی خودش جهت میدهد و علاقههای بعدیاش شکل میگیرد.
دکتر هلاکویی «تولد روانی» را شکلگیری تدریجی فردیت و مفهوم «من» مینامد: در توضیح او این روند از حدود هشتماهگی آغاز میشود و در حدود دوازدهماهگی آشکارتر میشود. او این تعبیر را از تولد سلولی، تولد زیستی، «تولد اجتماعی» در حدود پنجسالگی و «تولد انسانی» در حدود هجدهسالگی جدا میکند؛ این تقسیمبندی و سنها روایت خود او از رشد است.
جمعبندی دکتر هلاکویی در این پاسخ: ما به عنوان پدر و مادر باید محیطی فراهم کنیم که کودک بتواند با آزادی و راحتی حرکت کند، ولی هیچ خطر شدید و جدی او را تهدید نکند.
دکتر هلاکویی در توضیح افزایش اختیار کودک در پایان سال اول پیشنهاد میکند دو اسباببازی به او نشان دهید و ببینید به کدام توجه دارد. اگر پس از گرفتن یکی، دومی را خواست، در همین انتخابِ اسباببازی به او آزادی بدهید. دلیل مطرحشدهٔ او احساس اثرگذاری بر محیط، امنیت و رضایت کودک است.
دکتر هلاکویی میگوید کودک از حدود دهماهگی آمادگی نوشیدن آب یا شیر از لیوان را پیدا میکند. او لیوانی با قطر کم و تصویر جالب پیشنهاد میکند که پیش از استفاده در اختیار کودک باشد تا با آن آشنا شود. در مثال او، دیدن استفاده دیگران از لیوان و پیشنهاد نوشیدنی هنگام گرسنگی یا تشنگی به این آشنایی کمک میکند.
در بحث آشنا کردن کودک از حدود دهماهگی با لیوان، دکتر هلاکویی بر مهربانی و پذیرفتن واکنش اول تأکید میکند: اگر کودک سرش را برمیگرداند یا نمینوشد، فعلاً لیوان کنار گذاشته شود؛ بازی کردن با آن را نشانه آشنایی میداند و اگر نوشیدنی را از دهان بیرون میریزد، پیشنهاد میکند به آن واکنش ویژه نشان ندهند. هدف، کنار گذاشتن تدریجی شیشه با آرامش و میل کودک است.
خوردنِ موادِ غیرخوراکی و ادعای دکتر هلاکویی دربارهٔ کلسیم
دکتر هلاکویی دربارهٔ در دهانگذاشتن یا خوردنِ خاک، گل، رنگ، صابون و آشغال، دورکردنِ این مواد از محیط را پیشنهاد میکند. او علتِ اصلی را کمبودِ کلسیم میداند و شیر یا غذای پرکلسیم را مطرح میکند؛ این تشخیص و پیشنهادِ تغذیهای ادعای خودِ اوست. او همچنین میگوید اگر چنین رفتاری حدودِ سهسالگی ادامه داشته باشد، باید به پزشکِ متخصص مراجعه کرد.
این گفتار علتِ رفتارِ یک کودک را اثبات نمیکند و اشارهاش به سهسالگی مجوزِ منتظرماندن در برابر خوردنِ مادهٔ خطرناک نیست.
از یکسالگی چند تغییر توصیف میشود؛ نخست راه رفتن، که دکتر هلاکویی آن را بزرگترین پیروزی زندگی کودک مینامد. موجودی که تا امروز دنیا را دیده، حالا میخواهد دیده شود.
دکتر هلاکویی فاصلهٔ حدود دوازده یا چهاردهماهگی تا سهسالگی را دورهٔ رشد خودمختاری، استقلال و فردیت توصیف میکند. در بیان او، کودک باید در چارچوبی مناسب فرصت پیدا کند احساس و انتخاب خود را داشته باشد، تصمیم بگیرد و عمل کند؛ در عینِ متفاوت بودن، رابطهاش با دیگران را هم حفظ کند.
دکتر هلاکویی هدفِ رشد استقلال در حدود یک تا سهسالگی را اینگونه توضیح میدهد: کودک احساس کند در جهان نقشی دارد و در چارچوبی مناسب میتواند انتخاب و عمل کند. نتیجهٔ مورد نظر او، احساسِ «من فردی متفاوت هستم و همچنان با دیگران ارتباط دارم» است؛ فردیت در این توضیح به معنای قطعِ رابطه نیست.
هشدار دکتر هلاکویی: آسیب، فرصتِ تجربه را محدود میکند
دکتر هلاکویی آزادیِ نوپا را از رها کردن او در محیط خطرناک جدا میکند. مثالش ریختن ظرف آب جوش روی بدن کودک است؛ برای تأکید بر اثرِ آسیب بر روحیه و آزادیِ بعدی، عبارت «صد برابر» را به کار میبرد. مقصودِ توصیهٔ او فراهم کردن محیط امن برای تجربه کردن است؛ این عبارت در متن، اندازهگیریِ عددی ارائه نمیکند.
دکتر هلاکویی معنای عملیِ آزادی در دورهٔ نوپایی را برخورداری از محیط، فرصتها و امکاناتی میداند که جنبههای مختلف وجود کودک را رشد دهند. شرطی که صریحاً میگذارد این است که تجربه کردن به خود کودک، دیگران یا اشیایی که استفاده میکند آسیب نزند؛ آزادیِ مورد نظر او تجربهٔ جهان در همین چارچوب است.
دکتر هلاکویی فرصتِ تجربه و انتخابِ نوپا را به درآوردنِ پر تشبیه میکند و محدود کردنِ مداوم آن را به کندنِ همان پرها. تصویر دیگرش رودخانهای است که به جهان و دیگران میپیوندد، در برابر آبِ راکد. توصیهٔ عملیِ این بخش این است که صرفاً متفاوت بودنِ انتخاب کودک، اگر بد، خطرناک یا آسیبزننده نیست، دلیلِ جلوگیری از آن نباشد.
پیشنهاد مجموعهپیشنهاد دکتر هلاکویی این است که انتخابهای متفاوت و بیخطر را آزاد بگذارید تا مرزگذاری برای موقعیتهای واقعاً خطرناک معنا داشته باشد.
دکتر هلاکویی با تأکید میگوید آموزش رفتن به دستشویی بههیچوجه انضباط یا یک اصل اخلاقی نیست، بلکه یک کار آموزشی است — و برخورد انضباطی با آن را عامل آسیب میداند.
پیشنهاد مجموعهصبر کنید تا خودش آماده باشد و آگاهی لازم را پیدا کنید؛ متن این را شرط شروع میداند.
برای شروع آموزش دستشویی، دکتر هلاکویی علاوه بر توان بدنی، احساس کودک نسبت به دفع و همکاری با مراقب را مهم میداند. برخورد قبلی والد، خواهر و برادر یا مراقب ممکن است تجربه بدی ساخته باشد؛ خلقوخو و کیفیت رابطه نیز در آسان یا دشوار شدن آموزش نقش دارند.
دکتر هلاکویی آمادگی جسمی آموزش دستشویی را به مهارت حسی و حرکتی پیوند میدهد و حدود سه ماه پس از راه رفتن راحت را نظر برخی متخصصان نقل میکند. بلافاصله تأکید میکند آمادگی بدنی با آمادگی روانی یکی نیست؛ پس راه رفتن بهتنهایی شرط کافی شروع نیست.
منبع این زمانبندی در متن معرفی نشده است؛ رغبت و همکاری کودک نیز در همین گفتار شرط شروعاند.
دکتر هلاکویی میگوید بعضی کودکانی که روزها انگشت نمیمکند، تا حدود سه تا سهونیم سال پیش از خواب چند دقیقه چنین میکنند. هشدار اصلی او این است که جدال میتواند نگرانی را بیشتر و همین رفتار آرامکننده را تقویت کند؛ تغییر را تدریجی توصیف میکند.
در این گفتار بیرون آوردن دست پس از خواب عمیق هم مطرح میشود، اما دستور واحدی برای همه کودکان یا معیار تشخیص مشکل نیست.
کودک باید دلیل قابلفهمی برای تغییر روال داشته باشد
دکتر هلاکویی میگوید کودکی که پوشک و روال فعلی برایش راحت بوده، لزوماً دلیل تغییر را نمیفهمد. او دیدن نمونه استفاده والد یا کودکان دیگر از دستشویی و گفتوگوی تشویقکننده درباره توانایی تازه را پیشنهاد میکند تا علاقه کودک سنجیده شود.
پیشنهاد مجموعهدر پیشنهاد برنامه، نمونه نشان داده میشود و از توانایی کودک گفته میشود؛ سپس باید دید خودش میل به امتحان کردن دارد یا نه.
تعبیر دکتر هلاکویی از بیمیلی به تغییر بهعنوان «نخواستن بزرگ شدن» تفسیر اوست و بهتنهایی نشانه مشکل روانی کودک نیست.
دکتر هلاکویی توصیه میکند ابتدا آزمایشی کرد: اگر میل و اشتیاقی دیده شد و سن از ۱۸ ماهگی گذشته بود، میشود آغاز کرد. او اشاره میکند بسیاری این کار را به بعد از دو سالگی موکول میکنند، ولی برخی کودکان با کوشش کمی از عهدهاش برمیآیند.
دکتر هلاکویی امکان شروع برای بعضی کودکان مشتاق پس از هجده ماه را از نظر رایجِ موکول کردن به بعد از دو سال جدا میکند؛ هر دو را به آمادگی و خلقوخو وابسته میداند.
دکتر هلاکویی میگوید از دو سالگی به بعد، کودک روزانه دو یا سه ساعت به محیط آموزشی برود و آموزش او تنها به والدین محدود نشود. او نگه داشتن کودک تا پنجسالگی فقط در خانه و بهویژه تنها با والد را برای رشد اجتماعی و روابط او مشکلساز میداند؛ این رابطه علتومعلولی، ادعای خودِ دکتر هلاکویی است.
مقصود این بخش ارتباط و آموزش بیرون از خانه است؛ متن مدت واحدی متناسب با کیفیت محیط و نیاز هر کودک تعیین نمیکند.
دکتر هلاکویی نردبانی پیشنهاد میکند: بین دو تا سه سالگی روزی دو تا سه ساعت، و در آغاز خود شما هم آنجا بمانید تا او به اطمینان برسد؛ بین سه تا چهار سالگی حداقل پنج ساعت؛ و از چهار سالگی به بعد حدود هشت ساعت. در این شرایط پدر یار و همکار مادر است.
پیشنهاد مجموعهدر پیشنهاد دکتر هلاکویی، در آغاز حضور در محیط آموزشی والد هم میماند و جدا شدن پس از احساس امنیت و علامت آمادگی کودک انجام میشود؛ این مرحله را به یک روز مشخص محدود نمیکند.
دو تا سه، پنج و هشت ساعت، مدتهای پیشنهادی خود دکتر هلاکوییاند؛ متن شرایط مرکز، کیفیت مراقبت یا نیاز فردی کودک را برای تعیین این اعداد شرح نمیدهد.
فهرست دکتر هلاکویی برای سنجش مهد شامل اندازه و ترکیب سنی گروه، دانش و روش مربیان، نظافت و واکسیناسیون، سیاست رسیدگی به بیماری، زبان، روال غذا و خواب و دستشویی، ساعت کار و هزینه است. هدفش سازگار بودن تجربه مرکز با توان و عادت کودک و امکان همکاری خانواده است.
پیشنهاد مجموعهسؤال مشخص پیشنهادی برنامه این است که هنگام بیماری یا ناراحتی کودک، چه کمکی گرفته میشود و چه وقت به والد اطلاع میدهند.
دکتر هلاکویی میگوید کودک در آن محیط باید احساس تعلق و مالکیت داشته باشد — حتی کمدی کوچک یا جای معینی که بداند جایگاه او است، که با آمدن و رفتن فردی و بینشان بسیار متفاوت است. داشتن یک دوست یا خویشاوند همسن در آنجا برای بسیاری از کودکان اهمیت فوقالعاده دارد.
پیشنهاد مجموعهاگر آشنایی ندارید، روزهای اول با پدر یا مادری شبیه خودتان آشنا شوید و رابطه بچهها را بیرون از آن محیط هم ادامه دهید.
به گفته دکتر هلاکویی کودک حدود دو سالگی تقریباً هر غذایی میخورد اما حدود دو سال و نیم اصرار عجیبی به تکرار غذاها دارد؛ در این سن از مخلوط شدن غذاها خوشحال نمیشود و بدون موافقت او نباید خورش را روی پلویش ریخت. اگر خودش ترکیبی مندرآوردی ساخت، دکتر هلاکویی میگوید مزه کنید و از ابتکار آشپزیاش تعریف کنید.
دکتر هلاکویی برای آماده کردن فرزند بزرگتر، دیدن نوزادان در بیمارستان پیش از تولد را پیشنهاد میکند تا کودک تصویر واقعیتری از خواهر یا برادر آینده داشته باشد؛ بازدید تا وقتی ادامه پیدا کند که خود کودک علاقه دارد. در خرید وسایل نوزاد نیز میتوان میان چند انتخاب مشخص نظر او را پرسید تا احساس مشارکت کند.
پیشنهاد مجموعهدر خرید برای نوزاد، برای فرزند بزرگتر هم چیزی در نظر بگیرید و او را در انتخاب وسایل شریک کنید.
دکتر هلاکویی در مثال هدیه از زبان نوزادِ هنوز متولدنشده حرف میزند؛ این یک گفتوگوی پیشنهادی اوست، نه بیان خواستهای واقعی از نوزاد. او همچنین نزدیک پایان بارداری، لمس بدن مادر برای حس کردن حضور نوزاد را در همین روند آشنایی مطرح میکند.
استدلال مرکزی دکتر هلاکویی در این بخش این است که جدایی و تنهایی و بیاحساسی با استقلال و آزادی اشتباه گرفته شده — دو چیزی که ظاهراً شبیه هماند. او مطالعات دهه اخیر و آمار جرم و اعتیاد و کوتاهی روابط را شاهد این میآورد.
دکتر هلاکویی این شواهد را کلی و بدون ارجاع مشخص مطرح میکند.
دو الگوی متفاوت برای فرزند آخر در توصیف دکتر هلاکویی
دکتر هلاکویی برای فرزند آخر دو احتمال متفاوت مطرح میکند: اتکای زیاد به دیگران و نپذیرفتن مسئولیت، یا در گروهی کوچکتر گرفتن نقش حامی والدین و کنترلکننده خانواده. در مثال دوم، کودک ممکن است رفتار خواهر یا برادر بزرگتر را گزارش کند و از والدین بخواهد او را تنبیه کنند.
این دو الگو، توصیف دکتر هلاکوییاند و دستهبندی قطعی کودکان نیستند؛ او برای نسبت دو گروه منبع یا اندازه مشخصی ارائه نمیکند.
بخش اول در تقسیمبندی دکتر هلاکویی: کنترل و بیان بدنی
در تقسیمبندی هشتگانهای که دکتر هلاکویی معرفی میکند، بخش اول کنترل حرکت بدن و بیان حالت درونی با بدن است. مثالهای او کشیدن خط مطابق قصد، هماهنگ کردن دست و پا در رقص، و کنترل حرکت توپ در ورزش است. او هم تفاوت استعداد و هم نقش آموزش را مطرح میکند.
بخش هفتم در تقسیمبندی دکتر هلاکویی: درک فضا و عمق
دکتر هلاکویی درک فاصله، عمق، سرعت نزدیک یا دور شدن اشیا، و به یاد آوردن جای آنها را در بخش فضایی هوش قرار میدهد. او این توانایی را با تخیل متناسب با قوانین طبیعت، اختراع و بعضی فعالیتهای هنری و طراحی مرتبط میکند.
کمتر بودن تصادف و زندهتر بودن تصویرهای خواب نیز ادعاهای دکتر هلاکویی در همین بحثاند؛ در این قطعه شواهدی برای سنجش این ارتباطها یا ارزیابی فردی ارائه نشده است.
دکتر هلاکویی پس از پیشنهاد جمعکردن وسایل با همکاری کودک، تأکید میکند خودِ نظافت کار باارزشی است. او از این باور اجتماعی انتقاد میکند که برخی افراد، بهویژه مردان، نظافت را کار شایسته یا وظیفهٔ خود نمیدانند و به همین دلیل ظرفهای نشسته را انبار میکنند.
دکتر هلاکویی میگوید هیچ ارتباطی میان چپدستی و استفاده از نیمکره چپ و راست مغز وجود ندارد. سپس ادعا میکند کودکان چپدست ویژگیهای جنس مخالف را بیشتر دارند و آن را با تعبیر «مادینهجان» در پسران و «نرینهجان» در دختران توضیح میدهد. او همین ادعا را دلیلِ بیشتر دیدهشدنِ چپدستی در میان افراد همجنسگرا میداند.
برای این ادعاها در قطعه منبعی داده نمیشود؛ صرفاً برای ثبت کامل محتوای سخنرانی آمدهاند و نباید از آنها درباره هوش، ویژگیهای جنسیتی یا گرایش جنسیِ یک فرد نتیجهگیری کرد.