مرور همین موضوع بر اساس سن مرحلههای سنی و مطالب مشترک با موضوعهای دیگر
۱۵۷ مطلب، هر کدام یکبار — جای سنی که از آن شروع میشود. زیر هر سن، چند مورد اول؛ بقیه یک تپ دورتر.
در چند مرحلهٔ سنی
این نکتهها به چند مرحله مربوطاند، با همان محدودهای که در متن هر نکته آمده است.
نکتهٔ اصلی در مجموعه
بیپاسخ ماندن گفتوگو، به معنای نفهمیدن کودک نیست
دکتر هلاکویی نکتهای مهم میگوید: ما در بزرگسالی ملاک فهم را پاسخ افراد میدانیم، و اگر جوابی نگیریم فرض میکنیم پیام نرسیده. اما کودکان در بیشتر موارد هیچ واکنشی نشان نمیدهند و درست مانند اسفنجی هستند که همه مطالب را جذب میکنند و در درون نگه میدارند — ای بسا برای همیشه.
پیشنهاد مجموعهدکتر هلاکویی میخواهد والدین حتی وقتی پاسخی از کودک نمیبینند، در گفتار و رفتار خود دقت کنند؛ تعبیرِ باقی ماندن همیشگی همه گفتهها، بیان تأکیدیِ خود اوست.
دکتر هلاکویی میان تحلیل ذهنی بزرگسال و نتیجهگیری اولیه کودک فرق میگذارد: کودک از تجربه به این نتیجه میرسد که چیزی دردآور و ناخوشایند، یا شیرین و خوشایند است. به گفته او این ارزیابیها در سه سال اول درونی میشوند و میتوانند مدت طولانی در نگاه فرد بمانند.
ادعای ماندن این نتیجهها برای تمام عمر، متعلق به همین گفتار است؛ این جمله نباید به معنای ناتوانی مطلق کودک از فکر کردن خوانده شود.
دکتر هلاکویی در قسمت چهارم آغاز کتابخواندن از هشتهفتگی را مطرح میکند؛ در قسمت دوم پیشنهاد او از حدود هفتماهگی است. هر دو بیان، خواندن را فرصتی برای پیوند صدای والد، کتاب و ارتباط لذتبخش میدانند. این دو سن به یک آستانه قطعی تبدیل نشدهاند.
متنها کاملاً همسو نیستندهشتهفتگی و هفتماهگی، دو بیان موجود در منبعاند؛ راهنما آنها را یک سن دقیق یا معیار سنجش رشد کودک معرفی نمیکند.
دکتر هلاکویی بازی سادهای پیشنهاد میکند: گفتن «دستت کو؟» یا «چشمت کو؟» بسیار کمک میکند — در آغاز با گذاشتن دست خودش روی دستش یا صورتش کمکش کنید، و بعد از مدتی خودش از عهدهاش برمیآید.
دکتر هلاکویی روش دقیقی میدهد: از حدود چهارماهگی کودک با صدایی که درمیآورد ارتباط برقرار میکند. وقتی شما حرف میزنید، آرام میگیرد و بعد دوباره شروع میکند. پس باید به او نوبت داد، هر زمان که صدایش را قطع کرد حرف زد و بیش از هر صدای دیگری، صداهایی را که خودِ او درآورده تقلید و تکرار کرد.
دکتر هلاکویی میگوید تقلید صداهای اطراف، مانند صدای ریشتراش، جاروبرقی و حیوانات، بسیار مهم است. کمی که کودک بزرگتر شد، از او بخواهید همان صداها را دربیاورد تا توان خودش را در ابراز کلام نشان بدهد.
در مجموعه گفته میشود که کودک در روزهای اول به بعضی صداها پاسخ میدهد و بعضی را نادیده میگیرد؛ صدای انسان برای او از هر صدای دیگری جذابتر است. تماس پوستی و حرف زدن با صدایی آرام، شمرده و آهنگین، راه برقراری ارتباط با اوست.
پیشنهاد مجموعهدکتر هلاکویی تماس پوستی و حرف زدن آرام، شمرده و آهنگین هنگام در آغوش گرفتن کودک را از راههای برقراری ارتباط میداند.
دکتر هلاکویی میگوید دو یا سه روز پس از تولد کودک صدای مادر را از بقیه تشخیص میدهد؛ جالبترین صدا و موسیقی برای او صدای انسان است، و به تن و ریتم و آهنگ کلام اهمیت فوقالعاده میدهد. در ششهفتگی صاحب صدا را تعقیب میکند و حدود چهارماهگی به منبع صدا علاقهمند میشود و به دنبالش میگردد.
توضیح دکتر هلاکویی درباره محدودیت تولید صدا در ماههای نخست
دکتر هلاکویی دشواری تولید صدا در حدود دوماهگی را با کوچکی دهان، وضعیت زبان، قدرت تارهای صوتی و کنترل مغزی توضیح میدهد. او سپس از رشد گلو و تارهای صوتی در سه تا پنج ماهگی حرف میزند. این توضیح، روایت او از روند رشد است؛ عبارت «دیگر جای نگرانی نیست» نباید به اطمینان عمومی درباره هر مشکل گفتاری تبدیل شود.
دکتر هلاکویی میگوید حدود سهماهگی سه حرف را میشود در صدای کودک تشخیص داد — «پ» و «ب» و «م» — و باید آنها را بیشتر برای او تکرار کرد. او میافزاید چون حجم صداهای اطرافش زیاد است، برخی صداها را کاملاً نادیده میگیرد.
دکتر هلاکویی میگوید حدود پنجماهگی کودک به صداهای اطرافش پاسخ میدهد و اگر نتواند با صدا ارتباط بگیرد از راه بدن یا گریه این کار را میکند؛ حدود هفتماهگی نامش را تشخیص میدهد؛ و حدود هشتماهگی وقتی اشیاء یا اشخاص را نام ببرید به سمتشان برمیگردد و نگاه میکند.
تفکیک بعضی صداها در چهارماهگی، در شرح دکتر هلاکویی
دکتر هلاکویی میگوید کودک حدود چهارماهگی میان بعضی اجزای صدا، مثل «پا/پی» و «با/بی»، تفاوت میگذارد. او نمونه دیگری را برای صداهایی که هنوز تفکیک نمیشوند میآورد، اما آن بخش در هر دو تکرار زیرنویس مخدوش است و نمیتوان با قطعیت آن را به جفت «س/ز» تبدیل کرد.
صورت دقیق گروه دوم صداها باید از روی صوت تعیین شود.
آواسازی «او» در توضیح دکتر هلاکویی از آغاز تولید صدا
دکتر هلاکویی در ادامه بحث رشد تارهای صوتی در سه تا پنج ماهگی، «او» یا کشیده شدن همین صدا را از نخستین آواها معرفی میکند و آن را با صداهای بهکاررفته در تمرینهای آرامش مقایسه میکند. موضوع این بند آواسازی است، نه نخستین کلمه معنیدار کودک.
دکتر هلاکویی «تولد روانی» را شکلگیری تدریجی فردیت و مفهوم «من» مینامد: در توضیح او این روند از حدود هشتماهگی آغاز میشود و در حدود دوازدهماهگی آشکارتر میشود. او این تعبیر را از تولد سلولی، تولد زیستی، «تولد اجتماعی» در حدود پنجسالگی و «تولد انسانی» در حدود هجدهسالگی جدا میکند؛ این تقسیمبندی و سنها روایت خود او از رشد است.
در پاسخ به پرسشی درباره غیبت پدرِ یک کودک هفدهماهه، دکتر هلاکویی دو نوع واکنش را مثال میزند: بازگشت به رفتار قبلی، مثل کمتر حرف زدن یا دوباره خواستن شیشه؛ و محدود کردن ارتباط با اطرافیان، که آن را «قهر» مینامد. اینها مثالهای تفسیر او از ناراحتی جداییاند.
این گفتوگو علت قطعی کاهش گفتار را مشخص نمیکند و واژه «قهر» توصیف دکتر هلاکویی است، نه اثبات قصد آگاهانه کودک برای تنبیه دیگران.
دکتر هلاکویی آزمون گویایی میدهد: کودک حدود هفتهشت ماهگی با لغت «نه» آشنا میشود اما آن را با حرکات بدن همراه میکند — پس اگر «بله» را با همان حرکتِ «نه» بگویید، همان نتیجه را میگیرید. به گفته او تا دهماهگی ارتباط بیشتر به خاطر حرکات بدن ماست، نه کلامی که از دهانمان خارج میشود.
دکتر هلاکویی میگوید نزدیک دهماهگی کودک «بابا» و «ماما» را تکرار میکند که باید تشویق شود؛ حدود ده تا دوازده ماهگی به آهنگ صدا اهمیت میدهد و به موسیقی آرام — بهویژه کلاسیک — توجه ویژه نشان میدهد، چون با بدن و وجود او هماهنگ است. حدود یکسالگی فرمان ساده را میفهمد.
پیشنهاد مجموعهسخن باید همیشه آرام، شفاف، آهنگین و شمرده باشد تا کودک بتواند از آن بیاموزد.
دکتر هلاکویی وظیفه ما را روشن میکند: بهمحض اینکه کلمهای معنیدار از دهان کودک بیرون آمد، آن را تکرار کنیم و بسطش بدهیم — اگر «ب» گفت میشود گفت «بابا»، یا در را باز و بسته کرد و گفت «باز» — تا با حرفی که آموخته کلمهای بسازد.
دکتر هلاکویی میگوید کودکان بین نُه تا هجده ماهگی اولین کلمه را به معنای زبان به کار میبرند؛ تلفظی نزدیک به بقیه دارند و میتوانند پیامی را منتقل کنند.
دکتر هلاکویی میگوید بیشتر کودکان حدود دوازدهماهگی صدا را با زبان مخلوط میکنند و زبانی مندرآوردی دارند که با حذف کلمات و تلفظهای خودشان ساخته میشود — و این زبان را غالباً مادر ترجمه میکند، چون بر اساس سابقه میداند مقصود فرزندش چیست.
در توضیح دکتر هلاکویی، تکرار صداهای زبانِ محیط باعث میشود کودک به همان صداها بیشتر توجه کند و تفکیک بعضی صداهای دیگر حدود یکسالگی مثل قبل نباشد. او تفاوتهای بعدی تلفظ را به این روند نسبت میدهد، اما همچنان امکان نزدیک شدن به صداهای دیگر با کوشش و خطا را مطرح میکند. این بیان به معنی پایان توان آموختن زبان در یکسالگی نیست.
دکتر هلاکویی در بحث کودک یک تا سهساله میگوید تصورهای ذهنی ممکن است برای کودک به اندازهٔ اتفاقهای بیرون واقعی باشند و در برداشت او از جهان نقش زیادی بگیرند. او این توضیح را در ادامهٔ دشواریهای شناخت و تجربهٔ کودک مطرح میکند.
متنها کاملاً همسو نیستندهمین قسمت، پیشتر دربارهٔ بازیِ وانمودی میگوید کودک تفاوتِ کاغذ با هواپیما یا قاشقِ خالی با غذا را میداند؛ در اینجا از نداشتنِ تفکیک خیال و واقعیت سخن میگوید. حدودِ تفاوت این دو بیان در متن کاملاً توضیح داده نشده است.
دکتر هلاکویی صریحترین حکمش را میدهد: پدر و مادر هرگز نباید این جمله از دهانشان بیرون بیاید که «تو پسر یا دختر بدی هستی». بدترین چیزی که میشود گفت این است: «تو پسر خوبی هستی که کار بدی کردی، اشتباه کردی» — و همین تفکیک میان رفتار و هویت، زمینه را فراهم میکند.
پیشنهاد مجموعهبه گفته او وظیفه پدر و مادر است که بین سه تا هجده سالگی، بهجا و بهموقع، این پیام را بدهند که تو پسر یا دختر خوبی هستی.
دکتر هلاکویی میگوید هر دو والد میتوانند، با هم یا به نوبت، کتاب بخوانند. کودک زیر دوسال ممکن است از کنارشان بلند شود یا بازی کند و همچنان گوش بدهد؛ پیشنهاد او ادامهٔ خواندن در محدودهٔ دید و شنیدن است، مگر اینکه خودِ کودک بخواهد خواندن متوقف شود.
دکتر هلاکویی برای یک تا دوسالگی پیشنهاد میکند حرفِ ساده با حرکتِ دست و بدن همراه شود تا کودک پیام را روشنتر بگیرد و از فهمِ خود مطمئن شود. در مثالِ آلبومِ عکس، کودک اگر حرف میزند نامِ فردِ آشنا را میگوید و اگر هنوز نمیتواند، با اشاره نشان میدهد؛ لذتِ همین شناخت میتواند میلِ او به فهمیدن را بیشتر کند.
دکتر هلاکویی برای کودکِ یک تا سهساله، همراهکردنِ موسیقی با رقص و حرکت، از جمله با همراهیِ والد یا فردِ نزدیک، را لذتبخش میداند. در توضیحِ او کودک از این راه فرماندادن به اعضای بدن و هماهنگیِ حرکت را تجربه میکند. او به موسیقیِ ضبطشده یا دیدهشده در تلویزیون نیز اشاره میکند و رقص، موسیقی و بعدتر ورزش را با رشدِ مغزی پیوند میدهد؛ این اثرِ رشدی ادعای خودِ اوست.
دکتر هلاکویی برای کتابخواندن از حدود یکسالگی به بعد دو ویژگی را پیشنهاد میکند: تصویرهای رنگی، نسبتاً درشت و روشن؛ و داستانهایی درباره دوستی، مهربانی و کمک به دیگران و موجودات. او انتخابِ دقیقِ کتاب به دست والد را بخشی از همین تجربهٔ خواندن میداند.
دکتر هلاکویی میگوید تجربههای اولیه ایدههای ثابت و نتیجهگیریهای رفتاری به همراه میآورند و کودک از آن پس بر اساس آنها عمل میکند. بنابراین بهترین کار وقتی پدر و مادر میخواهند دور شوند این است که — اگر کودک به سنی رسیده که حرفشان را میفهمد — با گفتوگو او را یاری کنند.
برای کودکِ خانواده فارسیزبان که قرار است ظرف دو یا سه ماه آینده وارد مهد انگلیسیزبان شود، دکتر هلاکویی آموزش چند واژه رایج همان محیط را پیشنهاد میکند؛ مثلاً هنگام نشان دادن لیوان نام انگلیسی آن را بگویند. او مواجهه عادی کودک با محیط انگلیسی را بدون مطالبه پاسخ یا توضیح اضافی از کودک قابل قبول میداند.
متنها کاملاً همسو نیستنددر همین بند از مواجهه با رادیو یا تلویزیون انگلیسی نیز نام میبرد، در حالی که پیشتر تا بیستماهگی با تماشای تلویزیون مخالفت کرده است؛ این دو بیان را نباید بیتوضیح یک توصیه واحد دانست.
دکتر هلاکویی برای دوسالگی صد تا دویست واژه و برای دوونیمسالگی حدود پانصد واژه ذکر میکند و میگوید درک واژهها تقریباً سه برابر کاربرد آنهاست. سنِ نخستین بازه و عددِ سهسالگی در زیرنویس ناسازگار ثبت شدهاند و نمیتوان آنها را قطعی نقل کرد.
سنِ آغاز و شمار واژههای سهسالگی نیازمند بررسی صوتاند؛ از این ارقام برای سنجش یا تشخیص وضعیت یک کودک استفاده نشود.
دکتر هلاکویی میگوید کودک حدود هجدهماهگی با صدا، حرکات بدن، گریه و حتی جیغ زدن میکوشد ارتباط برقرار کند، و زبانش شکسته و ناقص است — مانند متن تلگراف، بریده در آغاز و پایان. در این دوره بیشتر مادران توان فهم مقصود فرزندشان را دارند و در حقیقت مانند مترجمی عمل میکنند.
دکتر هلاکویی از حدود یکونیمسالگی و بیشتر پس از دوسالگی، ترکیبهایی مانند «بابابزرگ خندید» و «اینجا سرد است» را مثال میزند. او حرفزدن کودک با خود و اسباببازی را لذتبخش توصیف میکند و از جملههای دوکلمهای، پرسشهای «چی هست؟» و «کو؟» و جمعبستنهای اشتباه مثل «ماماها» میگوید.
دکتر هلاکویی برای تفاوتِ تقلید لفظی با فهم معنا، از کودکی مثال میزند که «یک، دو، سه، چهار» میگوید اما هنوز مفهومِ تعداد را در آن کاربرد نمیفهمد. اگر تعداد لیوانها را بپرسید، بهجای شمردن آنها یکی از عددهای آشنا را میگوید. موضوع این مثال، شمارشِ تقلیدی است؛ در این چند خط سن دقیقِ دستیابی به مفهوم عدد تعیین نمیشود.
پیشنهاد دکتر هلاکویی: پس از دوسالگی روشن و شمرده حرف بزنید
دکتر هلاکویی میگوید کودکان تا دوسالگی معمولاً از حرفزدنِ کودکانهٔ والد خوشحال میشوند، اما بسیاری پس از دوسالگی، بهویژه دوونیمسالگی، از آن ناراحت میشوند. پیشنهاد او برای این دوره استفاده از کلام روشن، شفاف و شمرده است؛ این واکنش سنی، توصیف کلیِ خودِ گفتار است.
دکتر هلاکویی ترجمهای میدهد: ممکن است کودک لحظهای مادرش را کاملاً دوست داشته باشد و بعد بگوید از او متنفر است یا دوستش ندارد — و غالباً مقصودش این است که «میدانم شما مرا دوست ندارید». او همچنین میگوید کودک ممکن است آرزو کند خواهر یا برادرش نباشد و بعد پشیمان شود.
پیشنهاد مجموعهدر برداشت دکتر هلاکویی، پشت این جمله ممکن است احساسِ دوستداشتهنشدن و ناتوانی کودک در کنارگذاشتن فکر ناخوشایند باشد.
در بحث کودک نزدیک سهسالگی، دکتر هلاکویی پیشنهاد میکند با اشیای ساده نشان دهیم یک وسیله فقط یک کاربرد ندارد؛ مثلاً قاشق علاوه بر خوردن میتواند چیزی را بردارد یا جابهجا کند. هدف او آشناکردن کودک با امکانهای متفاوت یک شیء است.
پیشنهاد مجموعهپیشنهاد این بخش، نشاندادن کاربردهای متفاوت یک شیء در بازی است؛ توصیهٔ کتابخواندن مربوط به نکتهٔ دیگری در همین گفتار است.
اصطلاح مربوط به یکجانبهدیدن اشیا در زیرنویس نامنظم ثبت شده؛ توضیح بالا بر مثال روشنِ کاربردهای متعدد تکیه دارد.
درباره آمدن خواهر یا برادر گفتوگو کنید، بدون قول قطعی
وقتی والدین تصمیم به فرزند دیگری دارند، دکتر هلاکویی پیشنهاد میکند از فرزند فعلی درباره داشتن خواهر یا برادر بپرسند و علاقه یا نارضایتی او را بشنوند. او میگوید واکنش اولیه میتواند پس از آمدن نوزاد تغییر کند و نباید آن را تضمین واکنش بعدی دانست. همچنین اگر کودک علاقهای نشان نمیدهد، گفتوگو را مدام تکرار نکنند.
پیشنهاد مجموعههرگز درباره داشتن فرزند دیگر قول ندهید — اگر برآورده نشود، آسیبزننده است.
اگر والدین تصمیم دارند بارداری را در ماههای نخست واقعاً از دیگران پنهان نگه دارند، دکتر هلاکویی میگوید فعلاً گفتن آن به کودک خردسال هم ضرورتی ندارد. دو دلیل بیان میکند: کودک ممکن است خبر را به دیگران بگوید و انتظار نهماهه برای یک کودک دو یا سه ساله بسیار طولانی احساس شود. مقایسه او با چند سال، برای توضیح همین احساس طولانی بودن انتظار است.
دکتر هلاکویی پیشنهاد میکند برای فرزند خردسال از نمونههای واقعیِ همراهی خواهر و برادرها بگویید، اما در ماههای پایانی روشن کنید نوزاد ابتدا ضعیف است و نمیتواند حرف بزند یا راه برود و بازی مشترک برای بعد است. اگر جنس نوزاد مشخص شده، او استفاده از «خواهر» یا «برادر» را هم برای روشن شدن انتظار کودک مطرح میکند.
پیشنهاد مجموعهکمک کودک میتواند با دعوت و همراهی باشد؛ مطابق تأکیدِ ادامه همین گفتار، مسئولیت مراقبت و مقصر دانستن کودک جایی در این دعوت ندارد.
دکتر هلاکویی از بهتر شدن همهچیز با آمدن نوزاد حرف میزند؛ این بیان خوشبینانه نباید به قولی تبدیل شود که تجربه واقعی کودک را نادیده بگیرد.
دکتر هلاکویی درباره نام توصیه میکند: اگر ممکن است در کشور دیگری زندگی کنید، نامی ساده و زیبا برگزینید که صدا و تلفظش برای مردم آن منطقه آسان باشد و در زبان دیگر معنای بدی نداشته باشد — چون برخی نامها در زبانی دیگر ممکن است نامناسب باشند.
دکتر هلاکویی میگوید والد باید انسانی عادی و خطاپذیر دیده شود تا کودک خود را تنها خطاکار جهان نداند. او پیشنهاد میکند والد دستکم روزی یک بار ندانستن، نفهمیدن یا اشتباهِ خود را بیان کند و، بهویژه در سنین بالاتر، بابت اشتباهی که واقعاً در حق فرزند کرده عذرخواهی کند؛ برای عذرخواهی مثالِ هفتهای یک بار را میآورد.
پیشنهاد مجموعهوقتی واقعاً نمیدانید یا اشتباه کردهاید، آن را روشن بگویید و بابت خطای خود از کودک عذر بخواهید.
دکتر هلاکویی درباره بعضی خانوادههای مهاجر ایرانی از دوری شبکه آشنا، تنهایی، دشواری زبان و ناآشنایی با محیط آموزشی نام میبرد. اگر پدر مراقبت را فقط وظیفه مادر بداند، نبود کمک خویشاوندان فشار را بیشتر میکند. مشکلات مالی و ادامه تحصیل نیز انتخاب مراقبت را پیچیدهتر میکنند.
دکتر هلاکویی آشنایی کودک با خانه، اسباببازیها و جای کارهای روزانه را مزیت مراقبت در خانه میداند. برای انتخاب مراقب، توان ارتباط به زبان مشترک و فهم روال خانواده را مهم میشمارد و فرد آشنای خانواده را ترجیح میدهد.
دکتر هلاکویی در ادامه بحث تکفرزندی میگوید آشنایی با رابطه بزرگتر و کوچکتر میتواند در بزرگسالی به ارتباط با افراد بالادست یا پاییندست در سازمان کمک کند. در مقابل، او احتمال میدهد همکاری بیشتر به انتخاب شخصی وابسته باشد، چون تجربه زندگی روزانه با خواهر و برادری که همیشه انتخاب خود فرد نیست وجود نداشته است.
این توصیف بخشی از نظر دکتر هلاکویی درباره ترتیب تولد است؛ او تأکید میکند این ویژگیها در همه تکفرزندان دیده نمیشود و درباره گرایشهای احتمالی حرف میزند.
به نظر دکتر هلاکویی، فرزند وسط از نزدیک تواناییها و امکانات بزرگتر و نیازمندیهای کوچکتر را میبیند و ممکن است در رابطه با هر دو گروه مهارت پیدا کند. او در عین حال احتمال میدهد تجربه رابطه برابر همچنان برای این کودک دشوار باشد؛ این توصیف یک گرایش احتمالی است.
بخش چهارم در تقسیمبندی دکتر هلاکویی: بیان و دریافت کلام
دکتر هلاکویی هوش کلامی را توانایی بیان روشنِ فکر و حال خود در گفتار و نوشتار و دریافت پیام دیگران میداند. او معلمی را نمونه حرفهای میداند که به این توانایی نیاز دارد و میگوید علاقه به مطالعه میتواند با کمی توجه در افراد دارای توانایی کلامی پرورش پیدا کند.
این بخش درباره توانایی کلامی بهطور کلی و در بزرگسالی نیز هست؛ برای کودک هجدهماهه یا سهساله معیار تشخیصی یا الزام شغلی تعیین نمیکند.