مرور همین موضوع بر اساس سن مرحلههای سنی و مطالب مشترک با موضوعهای دیگر
۱۰۴ مطلب، هر کدام یکبار — جای سنی که از آن شروع میشود. زیر هر سن، چند مورد اول؛ بقیه یک تپ دورتر.
در همه این سالها
اینها به یک سن گره نخوردهاند. اگر داخل خط زمانی میآمدند، زیر هر سن تکرار میشدند.
آنچه مجموعه میگوید
مکیدن و مرحله دهانی در نظریه مطرحشده در برنامه
سخنران در چارچوب نظریه مرحله دهانی، مکیدن در دوازده تا چهارده ماه اول را فراتر از دریافت غذا، راه لذت و آرامش میداند. از دست به دهان بردن حدود سه یا چهار ماه، بردن اشیا حدود شش ماه و افزایش آن هنگام اضطراب جدایی یا پس از ازشیرگرفتن مثال میزند.
ساعتهای مکیدن و سنهای گفتهشده، ادعاهای این برنامهاند؛ از آنها معیار تشخیص سلامت عاطفی یا دستور افزایش اجباری زمان شیر خوردن ساخته نمیشود.
سخنران در مقایسه با مکیدن انگشت، پستانک را از نظر امکان تمیز نگه داشتن و اثر بر دهان مناسبتر میداند. درباره اثر مکیدن انگشت هنگام آمدن دندان دائمی هم هشدار میدهد؛ این مقایسه دیدگاه ثبتشده اوست.
متن ویژگی پستانک، مدت استفاده یا وضعیت دندانی کودک را مشخص نمیکند. اشاره او به کاهش مکیدن پس از رفع گرسنگی نیز به معنای گرسنه بودن همه کودکانی که دست میمکند نیست.
سخنران در دوره شیرخوارگی و نوپایی ترجیح میدهد والدین در غذا دادن و بهویژه شستن کودک نقش مستقیم داشته باشند. دلیلش اهمیت رابطه و دقت و مهربانی در این دو کار است؛ مشکل را در مراقبی میبیند که آگاهی و توجه کافی ندارد.
این ترجیح به معنای اثبات ناتوانی همه مراقبان دیگر در تغذیه یا نظافت نیست؛ همان برنامه انتخاب فرد آگاه و مهربان را توضیح داده است.
سخنران در توضیحِ شدتِ واکنش، قطعِ شیرخوردن را مثال میزند: بعضی کودکان بسیار شدید اعتراض میکنند و بعضی پس از نقونوق آرام میشوند و توجهشان به چیز دیگری جلب میشود. به گفتهٔ او، ابرازِ لذت نیز از هیجانِ فراوان تا واکنشِ کم تفاوت دارد؛ همچنین شدتِ فریاد همیشه با بزرگیِ درد یکسان نیست. این مثالها شرحِ تفاوتِ واکنشاند، نه دستورِ قطعِ شیر یا سنجشِ درد فقط از روی گریه.
پنجمین مؤلفه در بیانِ سخنران، حساسیت به محیطِ فیزیکی و میزانِ محرکی است که واکنش ایجاد میکند. بعضی کودکان تغییرِ جزئیِ بوی غذا، دمای غذا یا اتاق و ویژگیِ لباس را زود متوجه میشوند و واکنش نشان میدهند؛ بعضی دیگر به همین تغییرها توجهِ کمتری دارند. این تفاوت توضیح میدهد چرا یک تغییرِ کوچک برای دو کودک اثرِ یکسانی ندارد.
سخنران میان گریهٔ گرسنگی و گریهٔ ناشی از خستگی، درد یا عوامل دیگر فرق میگذارد. استدلال او این است که پاسخ دادن به همهٔ این حالتها با شیر، میان خوردن و رفع ناراحتی پیوند میسازد؛ او گرایش بعضی بزرگسالان به خوردن هنگام مشکل را هم با همین استدلال مرتبط میکند. این توضیح و نسبت علّی، نظر بیانشدهٔ او در مجموعه است.
پیشنهاد مجموعهپیشنهادهای سخنران برای آرامسازی در این بخش شامل در آغوش گرفتن، راه رفتن، بازی و گفتوگوست؛ او شیر و پستانک را پاسخ یکسان به همهٔ علتهای گریه نمیداند.
جزء دوم توجه و تمرکز است. سخنران مثال روشنی میآورد: برخی کودکان وقتی شیر میخورند به هیچ صدا و حرکتی توجه ندارند، و برخی بهمحض صدایی توجهشان جلب میشود و از شیر خوردن باز میمانند. برای بعضی مثل این است که همه جهان خاموش است، و بعضی همیشه آماده ترک کاری که میکنند هستند.
«تثبیت دهانی» در توضیح سخنران نام حالتی است که انرژی روانی، جنسی و جسمی به جای ادامه مسیر رشد، در ناحیه دهان باقی میماند. او این حالت را پیامد احتمالیِ کمتر یا بیشتر از حد لازم مک زدن در چهارده ماه نخست میداند و تأکید میکند که وقوع آن حتمی نیست.
در بحث نیاز به مکیدن در چهارده ماه نخست، سخنران میگوید اگر هنگام شیر خوردن فرصت کافی به کودک داده شود، معمولاً همان مدت برای ارضای این میل کافی است. اگر کودک همچنان دست یا انگشتش را به دهان میبرد، او پستانک را در صورت پذیرش کودک پیشنهاد میکند. دلیلش در این بخش، نگرانی از وابستگی به مکیدن انگشت و آسیب دندانی است؛ اینها توصیه و استدلال سخنراناند.
مدت مکیدن و مقایسه پستانک با انگشت؛ نیازمند بررسی صوت
سخنران در بحث ماههای نخست، آسیب دندانیِ دست یا انگشت را بیشتر از پستانک توصیف میکند و برای مکیدن تا حدود هشت یا دوازده ماهگی مدتی روزانه مطرح میکند. عبارت عددی و چند واژه در زیرنویس این بخش مخدوشاند؛ نمیتوان از این متن بهتنهایی زمانبندی دقیقی برای مکیدن استخراج کرد. او کاهش مشکل احتمالی را مطرح میکند، نه پیشگیری قطعی.
عبارت «روزی د تا ۳ ساعت رو مکنه نمیزنه» و واژه مربوط به انگشت در زیرنویس نیازمند تطبیق با صوت است.
در بحث ثبات چهارده ماه اول، سخنران محل ثابت غذا دادن، ظرف آشنا و تغییر ندادن ناگهانی اتاق را مثال میزند. هدفی که برای این جزئیات بیان میکند این است که کودک بداند با چه چیزی روبهرو میشود؛ اینها نمونههای نظر او درباره پیشبینیپذیری محیطاند.
در چهارده ماه اول، نیاز کودک را عمداً معطل نگذارید
سخنران در شرط ششم میگوید کودک در چهارده ماه اول نباید به عمد منتظر برآوردن نیازش بماند. نمونهاش پاسخ به علامت گرسنگی و توقف شیر دادن وقتی کودک سر برمیگرداند و نخواستن را نشان میدهد. عبارت «حتی یک ثانیه» تأکید او بر معطل نکردن عمدی است.
واژه پس از «نباید» در زیرنویس «به امد» آمده و به قرینه جمله احتمالاً «به عمد» است؛ برای نقل لفظبهلفظ باید صدا بررسی شود.
دهمین زمینه در فهرست سخنران، آغوش و تماس هنگام شیر دادن است. تأکید میکند اگر مادر شیر خودش را نمیدهد، شیشه هم در آغوش داده شود تا تغذیه با گرما، بو، صدای آشنا و احساس ارتباط همراه باشد. او در ادامه برای پدر و دیگران هم در این ارتباط نقش قائل میشود.
پیشنهاد مجموعهپیشنهاد برنامه حفظ تماس و توجه هنگام شیر دادن است، از جمله وقتی شیر خشک داده میشود.
ادعای مطلق اینکه بدون این شکل آغاز تغذیه سلامت روان ممکن نیست، ادعای سخنران است و در متن اثبات نمیشود.
سخنران میگوید وعدههای شیر—در بیان او ابتدا هشت تا ده و نزدیک یکسالگی شش تا هشت بار—فرصت مکیدن روزانه را فراهم میکنند. این اعداد را به نظریه خود درباره نیاز دهانی و لذت و آرامش کودک پیوند میدهد.
دو تا سه ساعت مکیدن و تعداد وعدهها، پیشنهادهای همین چارچوباند؛ از آنها برنامه یکسان تغذیه یا معیار سلامت روان همه کودکان ساخته نمیشود.
دو الگوی مکیدن که سخنران در پایان قسمت مطرح میکند
سخنران از یک سو شیر خوردن بسیار سریع از سرشیشه گشاد و کمتر از یک ساعت مکیدن روزانه را مطرح میکند، و از سوی دیگر مکیدن دست یا پستانک افزون بر شیر و بیش از چهار ساعت را. پیش از آن، بردن دست و اشیا به دهان یا مکیدن شیشه خالی را مثال ادامه میل به مکیدن آورده است.
این قسمت در میانه توضیح پایان مییابد و پیامد این دو حالت را کامل نمیکند. آستانههای زمانی، نظر سخنراناند؛ از این قطعه نباید با برچسب مشکل یا تشخیص درباره کودک نتیجه گرفت.
سخنران حضور مادر و شیر دادن در شش هفته نخست را برای شکلگیری پیوند اولیه مهم میداند و درباره جدایی در این دوره با قطعیت هشدار میدهد. این ترجیح و استدلال او درباره تعلق و ارتباط است.
ادعای بیاختلاف بودن این نظر و آسیب فراوان ناشی از هر رفتن، در این بخش مستند نمیشود. در ادامه برای خانوادهای که ناچار به تغییر مراقب است، آشنایی تدریجی با فرد تازه را توضیح میدهد.
سخنران توضیح میدهد که بحث خواب تنها به کودک مربوط نیست: پدر، مادر و دیگر مراقبان نیز به خواب کافی و عمیق نیاز دارند. او کمخوابی را با کم شدن صبر و حوصله و دشواری ارتباط با کودک مرتبط میداند و درباره مادرِ شیرده، تغییر مقدار و محتوای شیر را نیز ادعا میکند. این بخش دو مسیر جدا، یعنی حال مراقب و ادعای مربوط به شیر مادر، را مطرح میکند.
سخنران رابطه مادر و کودک در ماههای نخست را آمیزهای از تماس جسمی، حس، عاطفه و ارتباط روانی توصیف میکند. او آغوش و مراقبت نزدیک را منبع محبت، رضایت و امنیت میداند و از نقش تاریخی تغذیه با شیر مادر در بقا سخن میگوید.
سخنران میگوید چربی شیر در طول یک وعده بیشتر میشود و قطع زودهنگام شیر ممکن است کودک را گرسنه بگذارد. او این توضیح را برای اهمیت فرصت دادن به ادامه شیر خوردن میآورد؛ نسبت دادن قطع وعده و تغییر ترکیب شیر به نارضایتی مادر، ادعای خودش است.
پیشنهاد مجموعهدر توصیه برنامه، پایان وعده صرفاً برای زود تمام شدن کار تعیین نشود و تمایل کودک به ادامه خوردن دیده شود.
این متن مقدار یا مدت لازم یک وعده و علت سیر نشدن کودک مشخص را تعیین نمیکند.
سخنران آغوز یا شیر نخست را حامل مواد مرتبط با مقاومت مادر در برابر بیماریها میداند و به همین دلیل بر اهمیت تغذیه آغاز زندگی تأکید میکند. او این اثر را با تعبیر بسیار کلی انتقال «همه تواناییهای مادر» شرح میدهد.
این تعمیم، ادعای سخنران است؛ متن نشان نمیدهد شیر اول کودک را مانند مادر در برابر همه بیماریها مقاوم یا از بیماری مصون میکند.
سخنران شرطی میگذارد: چه پدر، چه مادر و چه دیگران، فرزند را حتماً باید در آغوش بگیرند و درست مانند حالتی که مادر شیر میدهد به او شیر بدهند — و این ارتباط بدنی و پوستی را همانگونه فراهم کنند.
در بحث گریهٔ ناشی از علتی غیر از گرسنگی، سخنران حرکت دادن کودک، راه رفتن با او، بازی و صحبت کردن را پیشنهاد میکند. او در همین بخش مدعی است که مکیدنِ پستانک، با وجود آرامش موقت، میتواند کار تغذیه را مختل کند؛ این ادعا و توصیه، نقلِ دیدگاه اوست.
سخنران میگوید کودکانی به دلیل خستگی زیاد یا رعایت نکردن اصولی — مثل بسیار سیر بودن یا گرسنه بودن در وقت خواب — دچار اشکال میشوند. راهحل او این است که از حدود سهماهگی همه فعالیتهای کودک سر ساعت معینی انجام شود: حمام تقریباً در یک وقت، تغذیه در یک زمان، و در وقت خواب همه چراغها خاموش و رادیو و تلویزیون بیصدا.
در این قسمت، سخنران میگوید تا سهماهگی غذای دیگری لازم نیست، حدود چهارماهگی بعضی کودکان غذا را میپذیرند و از ششماهگی باید غذا در کنار شیر باشد. اینها مرزهای زمانی بیانشده در همین ضبطاند؛ صرف پذیرفتن غذا را با دستور یکسان شروع برای همه کودکان یکی نمیکند.
ادعای سوءتغذیه ناشی از غذای زودهنگام و زمانبندیها گزارش این منبعاند، نه برنامه تغذیه اختصاصی کودک.
سخنران میگوید کودک حدود چهارماهگی به دلیل طرحی که در ذهن ساخته منتظر غذا و حمام و لباس میشود، و وقتی آداب و ترتیبی بر این کار باشد — اعلانی بشود، در جایگاه خاصی انجام شود — از این تکرار لذت بسیار میبرد.
سخنران حدود چهارماهگی را، بهویژه وقتی وزن کودک به حدود شانزده پوند یا هفت تا هشت کیلو رسیده، زمانی برای حذف یک وعده غذای شبانه توصیف میکند. او خواب پنجساعته پس از حذف یک وعده و شش تا هفت ساعت پس از حذف وعده دیگر را مطرح میکند. این شرایط و مدتها نقل نظر او درباره خواب و تغذیهاند.
پیشنهاد مجموعهدر همین گفتار، سخنران از تحمل گریه درخواست غذا یا حضور والدین تا سه شب و حدود پانزده دقیقه، و جایگزینی کمی آب از حدود سهماهگی حرف میزند؛ این بخش نیز نقل گفته اوست، نه دستور اجرای برنامه تغذیه.
زیرنویس در این دو بازه فقط یک بیانِ «تا ۳ شب به میزان ۱۵ دقیقه» دارد؛ ادعای قبلیِ دو عدد متفاوت از این ارجاعها پشتیبانی نمیشد.
سخنران میگوید کودکان بعد از چهار یا شش ماهگی با درآوردن دندان گاهی صندلی یا هر کسی که دم دستشان است را گاز میگیرند، و در آن واقعاً مسئله دشمنی نیست بلکه تمایلی از درون به استفاده از دندان و آرواره است — همان مک زدن که به این صورت خودش را نشان میدهد.
سخنران برای کودکی که با وجود تنظیم شرایط باز هم نمیخوابد، گرسنگی، تشنگیِ پس از حدود چهارماهگی، خستگی، بیحوصلگی و میل به ارتباط را احتمالهای مختلف میداند. او میگوید بعضی کودکان خسته برای آرام شدن به کمک حرکتی نیاز دارند و نبود مادر یا فرد آشنا نیز میتواند مؤثر باشد: تشخیص افراد را از حدود ششماهگی و رابطه عمیقتر را پس از هشتماهگی توصیف میکند.
سخنران شروع دو دندان پایین و سپس بالا را حدود چهارماهگی و کامل شدن این چهار دندان را حدود ششماهگی توصیف میکند. او آبریزش دهان، درد و خارش، گریه و بدخوابی را همراه این دوره میآورد و از احتمال اسهال و استفراغ نیز نام میبرد. این زمانها و نسبت دادن نشانهها، گفته سخنراناند؛ متن برای تعیین علت نشانههای یک کودک کافی نیست.
در بحث دنداندرآوردنِ حدود چهار تا شش ماهگی، سخنران شیئی تمیز، نسبتاً سفت اما کمی انعطافپذیر و خنکشده در یخچال را برای تماس آرواره و دندان مثال میزند. او این کار را در برابر گاز گرفتن افراد، صندلی یا سینه مادر مطرح میکند و برای درد یا خارش جدی بر مشورت با پزشک تأکید میگذارد. این بند نقل روش پیشنهادی اوست.
پیشنهاد مجموعهاگر درد و خارش جدی است، به گفته او حتماً باید با پزشک مشورت شود.
در بحث آغاز غذا از ششماهگی، سخنران سیب، گلابی و موز را به شرط پخته و له بودن مثال میزند. او مقدار بسیار کمی از غذای خانواده را برای آشنایی با مزه پیشنهاد میکند، اما تأکید دارد که اشتیاق شیرخوار به خوردن، دلیل مناسب بودن آن غذا نیست: کودک در این مرحله ممکن است صرفاً بخواهد چیزی به دهان ببرد.
در مهمانی و رستوران، نظم غذای کودک را در نظر بگیرید
سخنران درباره کودکِ پس از شش یا هشت ماهگی میگوید تا وقتی با غذا خوردن در حضور دیگران یا محیط بیرون سازگار نشده، بردن او به مهمانی یا رستوران نیازمند توجه است. محیط ناآشنا، ناتوانی والدین در پاسخ دادن بهموقع و دخالت یا توصیه دیگران میتواند نظمی را که در غذا و ارتباط با کودک ساختهاند به هم بزند؛ مقصود او حفظ نظم کودک هنگام برنامههای خانوادگی است.
سخنران در قسمت اول، از ششماهگی بر اضافه شدن غذا در کنار شیر تأکید میکند و کافی ندانستن شیر تنها را به نیاز رشد پیوند میدهد. همین سن در قسمت دوم نیز تکرار میشود.
پیشنهاد مجموعهدر قسمت دوم او حذف ادویه، نمک، شکر و چربی یا روغن از غذای کودک را مطرح میکند؛ این گزارش توصیه اوست، نه دستور تغذیه این راهنما.
مجموعه برای منع کلی چربی یا روغن شواهد یا جزئیات نیاز تغذیهای ارائه نمیکند. نباید از این نقل، دستور محدود کردن یک ماده غذایی برای کودک مشخص ساخت.
سخنران برای آغاز غذای غیر از شیر از ششماهگی، برنجِ مخلوط با شیر مادر، مقدار کمی گوشت یا مرغِ کاملاً پخته و لهشده و در ابتدا صافشده، ماست و زرده تخممرغ را نام میبرد. او برنج را در مقایسه با غذاهای دیگر کمحساسیتتر توصیف میکند و در همین گفتار مصرف سفیده تخممرغ، گوجهفرنگی، اسفناج و عسل را تا یکسالگی منع میکند. این فهرست و محدودیتها نقل توصیههای سخنراناند.
اگر مادر تصمیم به قطع شیر دادن گرفته باشد، سخنران میگوید این کار پیش از هشتماهگی شروع نشود و بین هشت تا چهارده ماهگی پایان یابد. او برای فرایند تدریجیِ قطع شیر، حداقل دو هفته و حداکثر شش هفته مطرح میکند تا کاهش شیر دادن هم تدریجی باشد و هم پایانی مشخص داشته باشد. این بازهها توصیه خودِ سخنراناند.
در روش پیشنهادی سخنران برای مادری که تصمیم به قطع شیر دادن دارد، ابتدا کمی شیر مادر با غذاهای دیگر مخلوط میشود تا کودک بو و طعم آشنا را در آنها پیدا کند. سپس او افزودن تدریجی شیر خشک یا شیری را که کودک میپذیرد مطرح میکند. این توضیح در ادامه بحث شروع غذای دیگر از ششماهگی و قطع تدریجی شیر مادر آمده است.
سخنران میگوید کودک از حدود دهماهگی آمادگی نوشیدن آب یا شیر از لیوان را پیدا میکند. او لیوانی با قطر کم و تصویر جالب پیشنهاد میکند که پیش از استفاده در اختیار کودک باشد تا با آن آشنا شود. در مثال او، دیدن استفاده دیگران از لیوان و پیشنهاد نوشیدنی هنگام گرسنگی یا تشنگی به این آشنایی کمک میکند.
در بحث آشنا کردن کودک از حدود دهماهگی با لیوان، سخنران بر مهربانی و پذیرفتن واکنش اول تأکید میکند: اگر کودک سرش را برمیگرداند یا نمینوشد، فعلاً لیوان کنار گذاشته شود؛ بازی کردن با آن را نشانه آشنایی میداند و اگر نوشیدنی را از دهان بیرون میریزد، پیشنهاد میکند به آن واکنش ویژه نشان ندهند. هدف، کنار گذاشتن تدریجی شیشه با آرامش و میل کودک است.
خوردنِ موادِ غیرخوراکی و ادعای سخنران دربارهٔ کلسیم
سخنران دربارهٔ در دهانگذاشتن یا خوردنِ خاک، گل، رنگ، صابون و آشغال، دورکردنِ این مواد از محیط را پیشنهاد میکند. او علتِ اصلی را کمبودِ کلسیم میداند و شیر یا غذای پرکلسیم را مطرح میکند؛ این تشخیص و پیشنهادِ تغذیهای ادعای خودِ اوست. او همچنین میگوید اگر چنین رفتاری حدودِ سهسالگی ادامه داشته باشد، باید به پزشکِ متخصص مراجعه کرد.
این گفتار علتِ رفتارِ یک کودک را اثبات نمیکند و اشارهاش به سهسالگی مجوزِ منتظرماندن در برابر خوردنِ مادهٔ خطرناک نیست.
روش پیشنهادی سخنران برای کنار گذاشتن شیشه؛ نقل دیدگاه
سخنران برای کودکِ شیرخشکخوار، هنگام کنار گذاشتن شیشه از افزودن تدریجی آب طی بیست روز و در صورت مقاومت تا چهل روز، و گشاد کردن سوراخ سرشیشه حرف میزند. هدفی که در متن بیان میکند کاهش مکیدن و تبدیل محتوای شیشه به آب است. این روش، نقل پیشنهاد خودِ سخنران است و در این راهنما به دستور آمادهسازی شیر تبدیل نمیشود.
پیشنهاد مجموعهدر ادامه همین بحث، سخنران آشنا کردن تدریجی کودک با لیوان و پذیرفتن واکنش اولیه او را نیز مطرح میکند.
عبارت تعیین سن در زیرنویس «احتمالاً ۱۰ ۱۲ تا ۱۴ ماهگی» است و برای بیان دقیق سن باید صوت بررسی شود؛ عبارت عددی افزودن آب نیز مخدوش است.
منظور سخنران از «بدنی ماندنِ غذا» در این بخش این است که خوردن به میدان فشار، مقایسه و گزارش درباره کم یا زیاد خوردن کودک تبدیل نشود. او کیفیت غذا و واکنش فعلی کودک را مهمتر از مجبور کردن به مقدار معین میداند و نگران است که برخوردهای بزرگسال، غذا را به مسئلهای روانی در رابطه با کودک بدل کند.
سخنران تثبیت دهانی در نظریه خود، گرسنگی، خستگی یا دلتنگی و بیحوصلگی را زمینههای مکیدن انگشت میشمارد و بر نقش عادت تأکید میکند. میگوید کوششهای معمول ممکن است انجام شود، اما اگر مؤثر نبود تا حدود دوونیم سال اصرار نکنند و پس از آن هم همکاری کودک لازم است.
سخنران از حدود چهارده یا هجده ماهگی، یا دستکم دو سه ماه پس از ازشیرگرفتن، کاهش جذابیت پستانک و سرگرم شدن با تجربه تازه را مطرح میکند. با این حال، ادامه کار را به همکاری کودک وابسته میداند و در ناراحتی شدید بازگرداندن پستانک را میپذیرد.
پیشنهاد مجموعهاصل قابلنقل از این گفتار، پیش بردن تغییر با همکاری کودک و کنار گذاشتن فشار هنگام ناراحتی شدید است.
دستکاری یا بریدن پستانک صرفاً بهعنوان روش گفتهشده در ضبط ثبت میشود؛ این راهنما آن را دستور عملی یا روش ایمن معرفی نمیکند.
سخنران میگوید اگر کودک هنگام کنار گذاشتن پستانک شدیداً ناراحت شد یا روشن بود آن را میخواهد، دوباره فراهمش کنند. هدف را تغییر با همکاری او میداند و بر هماهنگی مراقبان تأکید دارد.
در چارچوب نظریِ این سخنرانی، دوازده یا چهارده ماه نخست با تمرکز لذت و انرژی روانی بر دهان توصیف میشود و پس از چهاردهماهگی توجه کودک بیشتر به ادرار و مدفوع معطوف میشود. سخنران میگوید در بعضی کودکان این دلمشغولی میتواند بسیار پررنگ شود.
مرحلهبندی و تبیینِ انرژی روانی متعلق به چارچوب نظریِ سخنرانند؛ این قطعه آزمون یا شواهد مستقلی برای تأیید آنها ارائه نمیکند.
سخنران در یک بخش میگوید گاهی میتوان شیشه شبانه را تا هجدهماهگی ادامه داد و پس از آن به دلیل نگرانیِ او از «تثبیت دهانی» کنار گذاشت. او در همین بحث بر آرامش و میل کودک در کنار گذاشتن شیشه تأکید دارد. با این حال چند سطر بعد پایان چهاردهماهگی را برای تمام کردن مکیدن مطرح میکند.
متنها کاملاً همسو نیستنددو سن چهارده و هجده ماه در همین گفتار آمدهاند و از متن نمیتوان یک زمانبندی یکنواخت استخراج کرد.
سخنران در بحثِ تغییرِ شکل و برگشتپذیری میگوید کودک ممکن است خمیرِ پهنشده را بیشتر ببیند و بازگشتش به شکلِ قبلی را تصور نکند. در مثالِ بیسکویت، شکستنِ آن برای کودک ممکن است به معنیِ ازبینرفتنِ بخشی از خوراکی باشد؛ پس توضیحِ «برای خوردن باید بشکند» لزوماً ناراحتیاش را رفع نمیکند. او این تفاوتِ برداشت را دلیلِ پرهیز از برچسبِ بهانهگیری میداند.
پیشنهاد مجموعهبه او به عنوان کسی که بهانه میگیرد نگاه نکنید؛ او جهانی را میبیند که با جهان شما متفاوت است.
سخنران میگوید بعضی کودکانی که روزها انگشت نمیمکند، تا حدود سه تا سهونیم سال پیش از خواب چند دقیقه چنین میکنند. هشدار اصلی او این است که جدال میتواند نگرانی را بیشتر و همین رفتار آرامکننده را تقویت کند؛ تغییر را تدریجی توصیف میکند.
در این گفتار بیرون آوردن دست پس از خواب عمیق هم مطرح میشود، اما دستور واحدی برای همه کودکان یا معیار تشخیص مشکل نیست.
سخنران میگوید به اندازه در ظرف کودک غذا بگذارید و پیش از تمام شدن، دوباره اضافه نکنید؛ اما کودک را به تمام کردن غذا مجبور نکنید یا بابت زیاد خواستن سرزنش نکنید. دلیلش این است که کودک هنوز مقدار گرسنگی، علاقه به غذا و اندازه سهمش را دقیق نمیشناسد. در ادامه، از فرصت آزمودن غذاهای مختلف از حدود سهسالگی هم نام میبرد.
پیشنهاد مجموعهاو در همین بحث، فاصله سهساعته غذا و فقط آب میان وعدهها را پیشنهاد میکند؛ این زمانبندی نقل نظر سخنران است.
سخنران پیشنهاد میکند در میان غذاها، لباسها یا جاهای نشستنِ مناسبی که والد فراهم کرده است، به نوپا حق انتخاب بدهید؛ مثلاً ترتیب خوردنِ غذاها را خودش انتخاب کند. او همزمان مثال میزند که لباس نازک ممکن است برای هوای سرد نامناسب باشد، پس انتخاب کودک در این بحث جدا از مناسب بودن شرایط نیست.
سخنران هزینه جملههای آشنا را میشمارد: «تو همه غذا را خوردی»، «خودت گفتی نمیخواهی»، «چقدر غذا میخواهی، چرا بازی درمیآوری» — کودک را به این نتیجه میرساند که «وقتی من گرسنه هستم، گرسنه نیستم؛ من اشتباه میکنم؛ پدر و مادر من میدانند». و چون چند دقیقه بعد گرسنگیاش کنار میرود، مطمئن میشود که خطاکار خودش بوده.
به گفته سخنران کودکی که دیروز راحت غذا میخورده امروز نمیخورد و فردا دوباره میخواهد؛ به هیچ وجه نباید درباره مقدار خوردن — کم خوردی، زیاد خوردی، دیروز بیشتر خوردی — حرفی زد. ملاک، رفتار همین حالای او است، و اهمیت مسئله در کیفیت غذاست نه کمیت آن.
پیشنهاد مجموعهدر مثال سخنران، اگر کودک گوجه را در سالاد نمیپسندد، سالاد او از ابتدا بدون گوجه آماده شود؛ جدا کردن گوجه از سالاد مخلوط ممکن است برای خود کودک همان تجربه نباشد.
به گفته سخنران کودک حدود دو سالگی تقریباً هر غذایی میخورد اما حدود دو سال و نیم اصرار عجیبی به تکرار غذاها دارد؛ در این سن از مخلوط شدن غذاها خوشحال نمیشود و بدون موافقت او نباید خورش را روی پلویش ریخت. اگر خودش ترکیبی مندرآوردی ساخت، سخنران میگوید مزه کنید و از ابتکار آشپزیاش تعریف کنید.
سخنران در بحث ترجیحهای غذایی از حدود دوسالونیمگی میگوید کودک را برای غذایی که نمیخورد تحت فشار نگذارید و این امتناع را به برچسب یا گزارش مکرر به دیگران تبدیل نکنید. در نظر او، نپذیرفتن امروز ممکن است تغییر کند، اما شنیدن مکررِ «او این غذا را نمیخورد» میتواند کودک را بر همان انتخاب نگه دارد.
پیشنهاد مجموعهاگر برای خودش نامی روی غذا گذاشته — «برنج تمیز» — همان را رعایت کنید.
سخنران نزدیک سهسالگی، ریختن آب یا شیر از ظرفی بزرگتر در لیوان را نمونهٔ تمرین استقلال میداند. پیشنهادش کمکردن مقدار مایع و انتخاب ظرفی است که ریختن از آن آسان باشد تا کودک بتواند انجامدادن کار را تجربه کند.
سخنران در کنار عادت، نگرانی و ناراحتی از محیط را از زمینههای مکیدن انگشت پس از دو سالگی میداند. پیشنهادش گفتوگو برای فهمیدن موضوعی است که کودک نسبت به آن حساس یا ناراحت شده است.
پیشنهاد مجموعهدر پیشنهاد برنامه، با کودک درباره تجربه و نگرانیاش گفتوگو شود؛ علت رفتار صرفاً از روی مکیدن انگشت تعیین نمیشود.
سخنران برای کودک حدود دوونیم تا سه سال که خودش مایل به کاهش مکیدن انگشت است، یادآور توافقی مانند یک کلمه را پیشنهاد میکند. در همان گفتار نوار، دستکش و ماده تلخ هم نام میبرد؛ همه را مشروط به موافقت کودک میداند.
پیشنهاد مجموعهانتظار بازگشت داشته باشید؛ کمتر کودکی یکبار و برای همیشه این کار را کنار میگذارد.
نام بردن نوار یا ماده تلخ در منبع، دستور مصرف یا تضمین ایمنی آن برای کودک نیست؛ متن شرایط استفاده را تعیین نمیکند.
سخنران میگوید اگر مکیدن انگشت، پستانک یا شیشه ادامه داشت، والد خود را درگیر عذاب و جدال نکند. او مدعی است پیامد تا چهار یا پنج سال ناچیز است و پس از آن از زمینه «اعتیاد» حرف میزند؛ این مرزبندی نظریه همین گفتار است.
مطالعات مورد اشاره معرفی نشدهاند و چهار یا پنج سال مرز تشخیصی اثباتشدهای در این متن نیست؛ واژه اعتیاد را نباید خودکار به کودک نسبت داد.
به گفته این مجموعه، بیشتر مادرانی که به فرزندشان شیر نمیدهند این تصمیم را پیش از تولد گرفتهاند، و مخالفت پدر بهتنهایی میتواند تصمیم مادر را برگرداند.
پیشنهاد مجموعهسخنران بر نقش نگرش پدر و اطرافیان در امکان و تمایل مادر به شیر دادن تأکید میکند.
سخنران میگوید پرسشِ «کودک آزاد باشد یا نه؟» دستکم دو پرسش در خود دارد: چه کسی دربارهٔ رفتار تصمیم بگیرد، و منظور از آزادی چیست؟ او گرسنگی و تشنگی را مثال میزند: آیا درخواستِ چیزی که کودک به آن نیاز دارد انتخابِ آزاد است، یا پاسخ به فشارِ یک نیاز درونی؟ این مثال بخشی از بحث او دربارهٔ معنای آزادی است.
سخنران در توضیح نظریه «تثبیت دهانی» از پرحرفی، جویدن لب و دهان، علاقه به مزههای ترش و تند یا خوراکیهای بسیار سرد و داغ، و خرد کردن تخمه یا مواد غذایی در دهان مثال میزند. او این رفتارها را به باقی ماندن بخشی از لذت و انرژی احساسی در ناحیه دهان نسبت میدهد؛ این نسبت دادن، تفسیر خود سخنران است.
سخنران میگوید آمار نشان میدهد بیشتر مادرانی که مایل به شیر دادن نیستند از زندگی زناشوییشان راضی نیستند، از مادر بودن خودشان خوشحال نیستند، و معمولاً خودشان کودکانی بودهاند که شیر مادر نخوردهاند — و به همین دلیل به دنبال بهانهای میگردند.
سخنران منبع آماری را معرفی نمیکند و درباره نارضایتی زناشویی، نخواستن مادری و «بهانه» داوری میکند. این ادعا دلیل شیر ندادن یک مادر مشخص را روشن نمیکند؛ مشکلات واقعی و انتخاب شخصی او را نباید از این متن انکار کرد.
سخنران شیر دادن صرفاً از ترس قضاوت یا بهعنوان کاری که باید زود تمام شود را «وظیفه» مینامد و در برابر آن از پذیرش مسئولیت و ارتباط رضایتبخش حرف میزند. او نگرانی و خشم را پیامد حالت نخست میداند؛ این رابطه علّی نظر اوست، نه تشخیص انگیزه یا حال هر مادر.